تصاویر مدل ها و هنرپیشه های سینمایی-ذهنیت کاذبی را از آنان در عموم به جا می گذارد و در واقعیت آنی نیستند که در رسانه ها و تصاویر از آنان دیده می شود.همه ما می دانیم که همه تصاویر از این مدل ها و چهره های مجازی به صورت دیجیتال ویرایش می شود.اما چرا باز متاثر از دنیای تصویری آنان می شویم!

تقلید از مدل ها و هنرپیشه ها موجب یکدستی در افراد می گردد.جراحی های پلاستیکی از یک الگوی خاص موجب شبیه شدن افراد به هم می شود- و در میان مدت موجب بیماری های روانی آنان می شود.

در جوامع پیشرفته که دسترسی به روانشناس به سهولت انجام می پذیرد-آمار نشان می دهد که یک سوم اشخاصی که جراحی های زیبایی انجام داده اند-در طول چهار سال بعد از عمل به روانشناس مراجعه می کنند.

همه می دانیم و بارها هم شنیده ایم که زیبایی یک امر درونی است.اما چقدر در عمل به آن باور داریم!؟اگر به آن اعتماد داریم - چرا به جای جراحی های خارجی با آن همه مخارج بالا به جراحی های درونی و عمقی و یگانه واقعی کمتر اهمیت می دهیم!؟

اگر مطلبی در باره زندگی شخصی فلان هنرپیشه در جایی چاپ شود- با چنان علاقه و کنجکاوی آن را می خوانیم که انگار شخصیت ما نیاز به دانستن و شناخت آنان دارد و در غیر این صورت از مد عقب می مانیم.

به راستی موضوع چیست؟!

تمامی اساتید و متخصصین مسئول و متعهد بر اساس آمار رسمی بر این باور دارند که آرامش درونی تنها واقعیت موجود در انسان می باشد.آرامش و جذابیت درونی تنها با شناخت //خود// اصلی هویدا می شود.

وابستگی به تائید و به به و چه چه دیگران جذابیت و قدرت جذب شما را کاهش می دهد.تنها یک ذهن بدبخت و فقیر و شرطی تصور می کند که فلان بینی از بینی های دیگر زیباتر است!و یا دندان های سفید از دندان های زرد زیباتر است!و یا چشم آبی از چشم قهوه ای زیباتر است!

این الگوها و معیارهای فاشیستی و خوددرآوردی و زاییده ذهن فقیرـ زیبایی برای دختران و زنان ما به ارمغان نمی آورند.اما بیماری چرا. !

اگر تمامی انسان ها از روی زمین محو شوند-چه کسی خواهد گفت که بلبل از زاغ زیباتر است!

خداوند هیچ آدمی را شبیه هم نمی آفریند ولی بعضی از بندگان یکنواخت با ذهن شرطی خود می خواهند تمام انسان ها شبیه هم شوند! سینه های فلان هنرپیشه الگو می شود و این ضعیفی و ناباوری انسان های آن جامعه را به نمایش می گذارد!

و زمانی هم هست که دستیابی به زیبایی بازاری غیرممکن می شود-که این بار ذهن در صدد ارضای نفس و منیت خود به آن یکی خیابان و الگو و دکان رو می آورد! حالا که نمی توانی زیبایی بازاری جسمی داشته باشی-لااقل باید یک شغل محترم در جامعه داشته باشی! یک اتومبیل خوب داشته باشی!

این ها هم نشد ؟! لااقل تظاهر به محبت و مهربانی کنی! این هم نشد؟! لااقل باید تظاهر به دین و مذهب کنی! تو می خواهی وانمود کنی که ببین- درست است من زیبا نیستم ولی خوش اخلاق هستم ! ولی ماشین گران دارم! ولی مقام دارم!

می خواهی وانمود کنی که ببین درست است من مقام ندارم ولی زیبا هستم! و مگر ذهن گرسنه با این جور مانوورها سیر می شود! و او بالاخره باید یک چیزی بشود! و بی خبر از آن که همه چیز اوست!

یک روز فکر می کنی که اگر ابروها را تاتو کنی-مشکل حل خواهد شد! و بعد از تاتوی  ابروها متوجه می شوی که اگر بینی هم کمی شبیه فلانی شودـ دیگر کار تمام است! و بعد از بینی- آن یکی عضو- خود را به چشم می زند! و رفته رفته موضوع پیچیده و پیچیده تر می شود!

فراموش نکن که ذهن وابسته و همیشه گرسنه ی دروغین- خستگی ناپذیر است و این را آویزه ی گوش کن. و بسیاری از اشخاص بعد از عمل های فراوان مکرر- دوباره دلتنگ جسم اولیه خود می شوند! عبث بودن را می بینی!

در دنیای کاذب و غریبی زندگی می کنیم.اگر کسی خارج از جمعیت قراردادی با الگوهای من در آوردی قرار گرفته باشد-کمتر مورد توجه قرار می گیرد و کمتر جذاب شناخته می شود.ذهن شرطی می پندارد که بی قراری درونی را با نرم ها و باورهای خارجی می توان آرام کرد!

و در این میان پزشکان ما به جای کار واقعی و اصلی خودشان که پیشگیری و یا حداقل درمان بیمار است-آنان را بدبخت می کنند! این پزشکان مقام پرست و پول پرست و خودپرست و ضعیف مشکل را از ریشه بررسی نمی کنند-زیرا ریشه را نمی شناسند! زیرا خودشان هم اسیر و زندانی آرامش در مقام و پول و ظاهر هستند.

زیبایی در قیاس نیست.تو خودت زیبایی خاصی داری و پیروی از معیار ذهن و جامعه توهین به خداوند است.جامعه ای که تو را زیبا نمی داند-چونکه تو مقام و ثروت نداری و شبیه فلان هنرپیشه نیستی-بیمار است و تنها درمان آن کشف چشم سوم در آنان است و آن با خودشناسی میسر می شود.

و اگر خودت هم خودت را زیبا نمی دانی-باز چاره در خودشناسی است نه در جراحی و نه در مقام و شهرت و ثروت.

مهم این نیست که تو مقام و شهرت و ثروت و لب های پر داری یا نه. مهم این است که آیا تو میل به بوسیدن و عشق واقعی را داری یا نه!؟

قاسم سلطانی