رابطه اعتماد با معشوق
تقریباً عشق یعنی اعتماد و اعتماد هم یعنی عشق،،،
اگر ما به خداوند اعتقاد داشته باشیم اما به او اعتماد نداشته باشیم، در واقع به خدایی باور داریم که توهم ذهنی است. زیرا خدایی که نتوانسته باشد اعتماد ما را جلب کند، خدای تقلبی است!
بعضی اوقات هم قوهء "اعتماد" در بعضی از افراد دچار اختلال می شود. انسانی که اعتماد خود را از دست بدهد، زندگی برایش تقریباً جهنم می شود.
اما واقعاً "اعتماد" یعنی چه؟
اعتماد این نیست که اگر دیگران خارج از انتظارات ما عمل نکنند، آنگاه ما به دیگران اعتماد کنیم. این اعتماد نیست و مخصوصاً هنر نیست!
اعتماد واقعی این است که معشوق هرکاری انجام داد، ولو بر خلاف عادت و پسند و نفع من واقع گردد، به ذات آن عمل اعتماد داشته باشم، هرچند که نتیجهء آن عمل در ظاهر به نفع نفس من نباشد!
انسان هدف گرای نفسانی، همیشه در پی نتیجه های ملموس است. به همین خاطر روح اعتماد ندارد. و چون روح اعتماد ندارد، عظمت و شکوه اعتماد را حس نمی کند.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid