آقای نوروزی می فرمایند: یک کسی آمد نزد استادش و گفت که من می خواهم با پای پیاده به مشهد بروم. استاد گفت که نه، پیاده نرو که کف پایت بسوزد، پول بده برو که جیگرت بسوزد!

نقطه ضعف ما را یک مربی می تواند تشخیص بدهد. این آقا و یا خانم می خواهد پول ندهد که می گوید من پیاده می خواهم به مشهد بروم نه اینکه خیلی مثلا از اولیاء خداست. پول دادن برایش سخت است.

هرکس باید یک جور ریاضت بکشد و ریاضت ها باید متناسب با نقطه ضعف و تعلق خاطرهای دنیوی و نفسانی ما متناسب باشد. کسی که از غذا خوردن خیلی خوشش نمی آید، به راحتی می تواند روزه بگیرد...

و یک استاد و معلم واقعی دست می گذارد روی حساس ترین نقطه ضعف شاگردش...

و یک شاگرد و مرید کاذب و تقلبی از چنین استادی خوشش نمی آید و شروع می کند به تبلیغ منفی او...

از آنجایی که تعلق خاطر دنیوی اغلب مردم از یک جنس هستند، تبلیغ منفی او (موقتی) موفق آمیز می شود. این نوع مریدان تقلبی کم نیستند و به راحتی هم با یکدیگر متحد می شوند تا نقطه ضعف های خود را به صورت دسته ای و جمعی پنهان کنند.

اما حقیقت جای خود باقیست.

نقطهء ضعفت را پیدا کن و اگر این کار را استاد انجام داد، از او قدردانی کن، نه اینکه آیینه را بشکنی.

قاسم سلطانی