"چرا بعضی ها سراغ مردان و زنان همسردار میروند؟"

خیلی از دختران معتقدند مردانی را دوست دارند که اغلب صاحب دارند و دلیل آن را جذابیت بیشتر آنان بر مردان مجرد می دانند که زودتر از بازار قاپیده شده اند. این دلیل می تواند در دختران نیز صدق بکند. واقعا دلیل واقعی را در کجا باید جستجو کرد؟

به نظر من سندرم های دیگری در این انتخاب و گرایش ها وجود دارد که به بخش هایی از آن در این مطلب اشاره می کنم. 

۱- اینان را شایسته آزمایش و تجربه قرار دادن می دانند.

۲- فوبی و بیمناکی از وصلت و پیوستن و باید و نبایدها

۳- هیجان انگیزتر

۴- سرخورده از عشق هستند و به همین خاطر ترجیح می دهند تا رویاهای شان در حد رویا و خیال و فانتزی بماند و متاهل ها این امکان را به شما می دهند تا عشق و آرزوهای شما عملی نشود و در حد فانتزی بماند.

۵- ترس از ترک شدن. و به همین خاطر متاهل ها تعهدی برای ماندن ندارند.

۶- متاهلین فقط یار هستند و نه بار. پیراهنشان اتو شده هست.

۷- دوست دارند در دنیای نوجوانی سیر کنند و به همین خاطر یک رابطه تلخ و شیرین و رنگی در این نوع رابطه ها هست. یک رابطه یکنواخت و پیش بینی شده نیست.

۸- تولید احساس توانایی که فردی که همسر دارد را در اختیار خود گرفته است.

۹- اگر والدین خوشبختی نداشته باشیم دنبال رابطه های مشکل دار و حتی دست نیافتنی می رویم.

۱۰- و یا این که واقعا طبیعت و مزاج و سرشت مرد و زن چند همسری است و همین امر موجب جذابیت همسرداران می شود؟

یقیناً دلایل دیگری نیز برای جذابیت همسرداران وجود دارد.

ترسم او این بوی خوش چون بشنود// هفت قرآن در میان اما شود

زمانی هیجان انگیزتر می شود که مرد و زن همسردار واقعا بخواهند که همسر قبلی خود را برای همسر تازه ترک کنند! آیا باز آن مرد و زن همان جذابیت قبلی را خواهد داشت؟ و تو او را خواهی خواست؟ لحظه امتحان نیست و حال باید روی صحنه رفت یا نرفت!؟

اینکه چرا بعضی از مردان و زنان همسردار به این ارتباطات خارج از ازدواج آری می گویند، همیشه نشان بر عدم علاقهء آنان به همسر ثابتشان نیست. مردان و زنان متاهل باید بسیار مراقب اینگونه ارتباطات باشند، و هرگز گمان نکنند که ارتباط تازه، واقعی بوده و روی آن حساب باز کنند و همسر خود را خدای ناکرده تحقیر و خانواده پاشی را در جامعه گسترش دهند. نویسنده خود از انحصار مهر و الفت و سکس در خانواده مخالف است و این را ضرری برای خانواده بزرگ می داند. عشق را نباید زندانی کرد، ماهیت و خاصیت عشق، آزادی است و آزادی در عدم آگاهی درد و رنج تولید می کند. فقط انسانی که خودکاوی و خودسازی کرده است از ارتباطات سوء برداشت نمی کند. فردی که احساس مالکیت می کند و خودبین است و مشکلات روانی دیگری هم دارد، عقده، حسادت وانتقام در ارتباطاتش مضمر خواهد بود.

قاسم سلطانی