هیولایی به نام نگرانی
حسرت و افسوس گذشته و ترس و نگرانی و ناامیدی از اتفاقات در آینده, در ذهن ما تصویرهایی را طراحی می کند, که وجود خارجی ندارند و یا حداقل رخ نداده است. این تصویر و شبه سازی تولید استرس و نگرانی می کند و زندگی بر انسان و اطرفیان را غیر ممکن و یا حداقل بسیار دشوار می سازد. تمامی بیماری های روانی ریشه در نگرانی دارند. نگرانی و بدبینی, بدبیاری می آورد. و اگر بد نیاورد, انسان بدبین, خود را بازنده و خشمگین می یابد و در صدد عامل اتفاقی بد می افتد. حالا که نگرانی و بدبینی های, آدم شوم و بدبین رخ نداده است, خودشان وارد میدان جنگ می شوند و بحران را تولید می کنند.
نمی شود که همه چیز خوب باشد و خوب هم پیش برود! هرکاری می کنم, این دوستم از من نمی رنجد! هرکاری می کنم همسرم صدایش در نمی آید! چقدر این همسر من بی بخار است که اصلا هیچ واکنشی برای اعمال من نشان نمی دهد! این انسان های شوم, به همین خاطر اندازه ی فشارها را زیاد می کنند, تا واکنشی از دیگران را شاهد باشند. اینان عاشق شاهد زجر دیگران هستند. مخفی کاری کار و پیشه اینان است و نمی دانند که همین مخفی کاری چه اندازه صورت و رخ و راه رفتن آنان را زشت می کند. همه این بیماران نگران و مضطرب فرزندان خود را هم دچار این بیماری وحشتناک می کنند. اغلب این بیماران نگران و دلواپس مزمنی- از رفتار خساست بالایی برخوردار هستند و آن نیز از ترس و نگرانی ناشی می شود. اینان اگر ثروتمند هم باشند- فقیرانه و گدا صفت زندگی می کنند و هر بار که مجبور برای پول خرج کردن باشند- جانشان از بدنشان در می آید. بخشش در اینان یک امر غیر ضروری و مسخره جلوه می کند. اینان میل دارند مزد و حقوق کسانی را که به کار می گیرند- پرداخت نکنند و یا تخفیف بگیرند و یا اگر شد- رایگان به خدمت بگیرند و می پندارند که خدمت و لطفی اگر هم بوده از طرف اینان بوده است!
اینان ارزشی برای کار دیگران قایل نیستند و اگر خیری را ملاقات کنند- وظیفه او می دانند که به اینان خدمت کنند و از آنان بدزدند! اینان به دنبال سواستفاده های مالی و جانی و شهوتی هستند. و حتی محبت و خنده و شادمانی شان نیز ترفندی برای طراحی به مقصود اهداف شوم و متعفن خود می باشد. یادمان باشد که محبت اینان حتی به خانواده های خود نیز از روی طمع می باشد. اینان رندی و حقه بازی را یک نوع برندگی و امتیاز تلقی می کنند. اینان گاهی چنان به فکر فرو می روند که غم و بدبختی را به سادگی می توان از چهره شان متوجه شد. مخفی کاری و غیر شفاف بودن در اینان از ترس لو رفتن نظام فکری و شرمساریشان است. کسی که شرمسار نیست چیزی هم برای مخفی کردن ندارد! برای همیشه بدانیم که تک تک این نمونه ها هر کدام بیماری های خاص روانی و فیزیکی را به همراه می آورد.
ای خداوندی که من را آفریدی- برای من فهم و آگاهی و عشق و بخشش عطا کن. ای خداونی که من را آفریدی کمکم کن تا به خداوندی که ذهن و انسان آن را آفریده است و وجود خارجی ندارد- بنده او نباشم. کمک کن تا تنها بنده تو باشم. تنها تو چاره همه دفع پلیدی ها و شوم ها می باشی. پروردگارا کمکم کن ملاحظه گر باشم.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid