🕰 عرض عمر، نه طول عمر
🕰 عرض عمر، نه طول عمر
زندگی را از نسیه به نقد بیاوریم
بعضیها عاشق کمیتاند.
دلشان میخواهد خانهای بزرگ، حسابی پُر، لیستی بلند از آشنایان و عمری دراز داشته باشند.
میخواهند ۱۲۰ سال عمر کنند…
اما چند نفر را میشناسید که ۸۰ سال زیستهاند و به اندازهی ۶ سال هم زندگی نکردهاند؟
مگر کم دیدهایم کسانی را که پیر شدهاند اما هنوز در فهم و شعور، کودکاند؟
در مقابل، گاهی فردی در عرض دو ساعت، تجربهای از سر میگذراند که هفتجد نیاکانش هم نچشیدهاند.
فردی در یک منزل صد متری آزاد است، و دیگری در ویلایی هزار متری احساس زندانی بودن دارد.
طول عمر بدون عرض عمر، شکنجهای کشدار است
زندگی اگر عمق نداشته باشد، میشود شکنجهی ممتدِ بودن.
بیجهت، بیفصل، بیجهتنما.
در چنین وضعی، آدمی نه زندگی میکند، نه میمیرد؛ فقط منتظر است...
منتظر فرصتی، بعداً، روزی، روزگاری…
تا زندگی کند.
و چشم باز میکند، میبیند نه فرصتی مانده، نه روزی مانده، و نه خودش...
عرض عمر، یعنی کیفیت حضور
تمرکز بر لحظهی حال بدون قضاوت، ابزاری برای گسترش و تجربهی عرض عمر است.
عرض عمر یعنی میزان کیفیت تجربهی زیسته؛
یعنی چند لحظه از عمرت را واقعاً «زیستهای»،
نه فقط «از سر گذراندهای».
هر لحظهای که در آن حضور کامل داشتی، هر احساسی که با جانت لمس کردی، هر مواجههای که بدون نقاب بودی،
جزو عرض عمرت است.
باقیاش؟
عدد است. تاریخ است. تقویم است. عدد روی شناسنامه.
علم نیز این حقیقت را تأیید میکند: تمرکز آگاهانه بر لحظهی حال، مسیرهای عصبی مغز را بازآفرینی میکند (پدیدهٔ نوروپلاستیسیتی). یعنی «عرض عمر» تنها یک مفهوم فلسفی نیست؛ جرقهای است که سیناپسها را دگرگون میکند. اما نشخوارهای ذهنی، این حلقههای بستهٔ اضطراب، همانند موریانههایی هستند که پل ارتباط ما با اکنون را میجوند.
طرحوارهها، قاتلان عرض عمر
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
این موشهای انبار وجود، همان طرحوارههایی هستند که پیش از هر چیز باید از پای درآیند؛
چون تا ویرانگران درون را بیرون نریزیم، انبار عمرمان هرگز پر از گندمِ لحظههای ناب نخواهد شد.
کسی که عمرش را با طرحوارههای فرساینده سپری میکند،
طلبکار، مغرور، مظنون، متعصب، مضطرب، شرطیشده
زندگی را نه آنگونه که هست، بلکه از پشت فیلترهای زهرآگین میبیند.
این فرد، با هر تجربهی نو، نمیرقصد؛ بلکه میترسد.
با هر رابطه، نمیورزد؛ بلکه کنترل میکند.
با هر احساس، نمیگذارد جاری شود؛ بلکه سرکوب میکند.
و این یعنی: عرض عمرِ کوچک در دلِ طول عمر بزرگ.
عشق، آزادی، قدردانی: عوامل گسترش عرض عمر
چطور عرض عمر را زیاد کنیم؟
با خودشناسی،
با عشق.
با آزادی درونی.
با رهایی از «شرطی شدن».
با زندگی در لحظه.
با قدردانی از لحظههایی که اکنون هستند، نه در آینده.
توجه به عرض عمر، ذهن را تیز میکند.
انسان را از انفعال نجات میدهد.
به احساسات عمق میبخشد.
به روابط اصالت میدهد.
زندگی را از نسیه به نقد میآورد.
نگاهی از عرفان و فلسفه
عارفان نیز به «حال» تأکید دارند: «دیروز گذشت، فردا نیامده، آنچه هست همین دم است.»
مولانا گفته بود:
یکساعت عشق صد جهان بیش ارزد
صد جان به فدای عاشقی باد ای جان
کسانی بودهاند که با دو بیت مولوی به جایی رسیدهاند که دیگران با صد کتاب گم شدهاند.
و این معجزهی «عرض عمر» است.
عارفان و فیزیکدانان مدرن در یک نکته همداستانند:
زمانْ توهمی است که ذهن آدمی میآفریند.
فیزیک کوانتوم نشان میدهد «حال» تنها واقعیت ملموس است، و گذشته و آینده تصاویری ذهنیاند.
یعنی عمر واقعی نه در توالی ساعتها، که در عمق همین نفَس هاست.
این کشف بزرگ بشر است:
ما اسیر زمان نیستیم، اسیر "توهمِ زمان" هستیم، و رهایی در زیستنِ بیقید این «اکنون» است
⏳ نتیجهگیری: گمان نکن عمر نوح داری!
بیتوجهی به عرض عمر، غفلت از زندگی:
بسیاری از مردم با این خیال زندگی میکنند که وقت بسیار دارند.
عمر را خرج میکنند، اما زندگی نمیخرند.
در انتظار فرداییاند که شاید هیچگاه نیاید.
و غافلاند از اینکه:
عمر نه در درازا، که در درک است.
نه در سالها، بلکه در لحظههاییست که زیستهای.
نه در نسیههای فردا، بلکه در نقدِ امروز.
اگر زمان واقعیت مطلقی بود، ساعتی ۶۰ دقیقه برای همه یکسان میگذشت.
اما تو میدانی یک دقیقه در آغوش معشوق، با ساعتی در انتظار مترو یکسان نیست!
این تفاوت، همان "توهمِ زمان" را فریاد میزند:
عمر نه در گذر ثانیهها، که در شدتِ ادراک تو از آنهاست.
پس فرصتی نیست که منتظرش باشی؛
همین "نفَس"، تنها زمان واقعی توست.
:سخن آخر
آگاهی از مرگ، زندگی را اصیل میکند:
از خود بپرس:
اگر عمرم همین امشب تمام شود، چند لحظهاش واقعاً زندگی بوده؟
چند ثانیهاش را بیدار بودهام؟
چند قطرهاش را با جانم نوشیدهام، نه با ذهنم محاسبه کردهام؟
زندگی کن.
عمیق.
آزاد.
اکنون.
نه نسیه…
بلکه نقدِ عاشقانهی هستی.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid