قانون جبران / بخش دوم

هرکسی قانون جبران را رعایت و اجرا نکند، سارق است، دزد است، و دزد همیشه مضطرب است، زیرا بها نمی‌پردازد. عده‌ای هستند که آماده‌اند بدبخت شوند، گرسنه بمانند، تشنه بمانند، تشنه‌ی روحی، گرسنگی روانی بکشند، اما حتی از یک لایک خشک هم دریغ ‌کنند.

نه، من برای لایک و تأیید نمی‌نویسم. اما منظور تو از دزدانه خواندن و بی‌هیچ واکنشی گذشتن چیست؟

نمی‌توان جواب محبت و سلام کسی را نداد، آن‌هم وقتی می‌دانی که او از روی مهر سلام کرده است. این بی‌پاسخی، توجیه رفتار ناهنجار است، نه بلوغ.

اگر قانون جبران را به معنای واقعی‌اش نپردازی، یعنی بهای لازمه را تاخت نکنی، رفته‌رفته قلبت پر از مصالح دزدی می‌شود.

این مصالح، بنای اضطراب پنهان و بیماری‌های جسمی و روانی را می‌گذارند.

در روانشناسی به این حالت "فرسودگی اخلاقی" می‌گویند.

براساس مطالعه‌ای طولی در دانشگاه هاروارد (Saeidi et al., 2021) که در مجله‌ی Psychosomatic Medicine منتشر شد، سطح کورتیزول در افرادی با رفتارهای سواستفاده‌گرایانه (عدم پرداخت واکنش و هزینه‌ی متناسب) یا همان دور زدن و زیرکی های ذهن،

به طور متوسط 34.7% افزایش نشان می‌داد. جالب این‌که این میزان در افرادی که رفتارهای جبران‌گرایانه داشتند، 19.2% پایین‌تر از میانگین بود..

اگر همیشه به فکر این باشی که بهای لازم را نپردازی، به مرحله‌ای می‌رسی که حتی وقتی غذا می‌خوری، گویی آن را دزدیده‌ای. دیده‌ام، گفته‌ام، شاهد بوده‌ام. حتی وقتی عشق‌بازی می‌کنند، گویی آن را دزدیده‌اند.

جبران، نفسِ رابطه است. بی‌جبران، هر پیوندی، حتی عشق مادرانه یا رفاقت دیرینه، کم‌کم می‌میرد. رابطه‌ای که فقط می‌گیرد و پس نمی‌دهد، مسموم می‌شود.

اگر بدزدیم، دزدیده می‌شویم. اگر توجه نکنیم، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیریم. اگر نپردازیم، پرداخت نخواهیم شد.

این جهان کوه است و فعل ما ندا.

اما نفس حتی قانون جبران را نیز دور می‌زند:

جایی‌که باید غرور را پرداخت کند، پول پرداخت می‌کند؛ جایی‌که باید پول پرداخت کند، مهربانی یا پیام تبریک می‌فرستد. و خیال می‌کند جبران کرده است.

این، دور زدن قانون است.

این، همان زیرکی نفس است، و زیرکی ظن است، و حیرانی نظر.

بسیاری پول می‌دهند تا از پرداخت عاطفه فرار کنند. اما دل، به اسکناس سیر نمی‌شود.

بعضی ها اسکناس می‌پاشند تا از پرداخت اشک‌هایشان شانه خالی کنند. اما دل صرافِ حقیقت است و سکه‌های تقلبی را نمی‌پذیرد.

برخی هم همیشه طلبکارند. نه از تو، نه از من؛ از روزگار. زخم‌هایی دارند که فکر می‌کنند مجوز دزدی از مهر دیگران است. محبت می‌کنی، فکر می‌کند مهرطلبی!

اما زخمی بودن، توجیه‌گر دزدی نیست.

زیرکی کنی، دنیا زیرکی بازتاب خواهد کرد.

حیرانی کنی، حیرانی پرداخت خواهد شد.

هر چه کنی به خود کنی

ادامه دارد...

قاسم سلطانی