وقتی چشم بد، برنج را هم می‌زند

چه کسی می‌تواند غذای خوش‌مزه درست کند؟

این سوال ساده، ما را به ژرف‌ترین لایه‌های روان انسان و رازهای ناپیدای هستی می‌برد. چرا بعضی‌ها با کم‌ترین امکانات، غذایی می‌پزند که مزه‌اش به جان می‌نشیند، و بعضی دیگر با بهترین لوازم آشپزخانه، غذایی بی‌جان و بی‌روح تحویل می‌دهند؟ این تفاوت، به نیرویی بازمی‌گردد که در پس نیت، نگاه، کلام و انرژی پنهان شده است.

آب، برنج، و شهادت ذرات هستی

دکتر ماسارو ایموتو، محقق ژاپنی، آزمایش‌هایی انجام داد که جهان را شگفت‌زده کرد. هرچند برخی دانشمندان، طراحی آزمایش‌های او را غیرقابل تکرار یا فاقد استانداردهای علمی دانسته‌اند، اما نشان داد که آب، بسته به واژگان، موسیقی، تصویر و حتی نیت اطرافش، شکل کریستالی متفاوتی می‌گیرد. واژگان و احساسات مثبت، الگوهای زیبا و متعادل در آب می‌سازند؛ در حالی که کلمات منفی و انرژی‌های مخرب، ساختار آب را نازیبا و پریشان می‌کنند.

در ادامه، ایموتو آزمایشی با برنج انجام داد: برنجی که هر روز با آن با عشق و احترام سخن گفته می‌شد، تا هفته‌ها سالم ماند؛ اما برنجی که با نفرت یا بی‌توجهی مواجه شد، به سرعت کپک زد و فاسد شد. این مشاهدات، آموزه‌های کهن فرهنگ ما را بازتاب می‌دهد، همان جمله‌ای که سال‌ها شنیده‌ایم: "اگر بی عشق غذا بپزی، خوش‌مزه نمی‌شود."

از طرحواره تا چشم زخم

کسی که دچار طرحواره‌های منفی و گره‌های درمان‌نشده‌ی روانی است، حتی اگر نخبه‌ی آشپزی باشد، انرژی ناساز خود را به غذا منتقل می‌کند. کسی که طرحواره‌ی بی‌اعتمادی یا خودشیفتگی دارد، نمی‌تواند پذیرایی صمیمانه‌ای ارائه دهد. حضورش، مثل چشمی است که چیزها را پژمرده می‌کند.

ما معمولاً چشم‌زخم را پدیده‌ای خرافی می‌پنداریم، اما اگر آن را بازتعریف کنیم، نه به عنوان نیرویی ماورایی، بلکه به‌مثابه‌ی انعکاس انرژی‌های ناهوشیار و گره‌های روانی فرد، آنگاه به حقیقتی علمی نزدیک می‌شویم. چشم‌زخم همان اثر منفی طرحواره‌های مزمن است، وقتی از نگاه، لحن، یا حتی سکوت ما فوران می‌کند.

انرژیِ نیت، واژه و نگاه، نه فقط در غذا، بلکه در روابط هم اثر می‌گذارد. بسیاری از ازدواج‌ها نه با خیانت، بلکه با نیت‌های آلوده، کلمات سرد و انرژی‌های ناخالص از هم می‌پاشند. عشق، مثل آب است: اگر ساختار انرژی در آن شکسته شود، دیگر زلال نمی‌ماند. گفت‌وگوی روزانه با واژه‌های پر از منیت، می‌تواند همسر را همچون برنجی در ظرف ناسپاسی، به سمت فساد ببرد.

مطالعات عصب‌شناسی (مانند پژوهش آیزنبرگر، ۲۰۰۳) نشان داده‌اند که نگاه تحقیرآمیز، همان بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که در تجربه درد فیزیکی نقش دارند. این یافته‌ها، می‌تواند توضیح علمی برای تأثیر انرژی‌های منفی و پدیده‌هایی چون "چشم‌زخم" باشد؛ انرژی‌هایی که از ناخودآگاه ما به دیگران منتقل می‌شود.

چه بسیارند زوج‌هایی که با وجود تحصیلات و ظاهر آراسته، روابط‌شان سرد و شکننده است؛ و چه بسیار زوج‌هایی که با کم‌ترین امکانات، اما نیتی پاک، سال‌ها با آرامش زیسته‌اند.

نیت، لحن، واژگان و نگاه ما، حتی اگر ناخودآگاه باشند، در بافت روابط ما تنیده می‌شوند. البته روابط انسانی از مولکول‌های آب پیچیده‌ترند، اما الگوی کلی تأثیر انرژی‌های مثبت و منفی در هر دو مشترک است.

شهادت مولانا

مولانا، این راز را قرن‌ها پیش درک کرده بود:

پر طاووس مبین و پای بین

تا که سُوْءُ العین نگشاید کمین

که بلغزد کوه از چشم بدان

"یَزْلِقونَک" از نبی بر خوان بدان

می‌فرماید، چشم بد نه تنها جان انسان را، بلکه کوه استوار را هم می‌لغزاند. و این چشم، در نگاه کسی است که از خود دور افتاده، و به جای عشق، پر از عقده، حسادت، بی‌اعتمادی و خشونت است؛

زیرا هر آن‌چه از گره برخیزد، آلوده است. و هر آن‌چه از دل برآید، بر دل خواهد نشست.

نتیجه: زبان را سبک نگیرید:

این جستار قرار نیست کسی را متقاعد کند؛ می‌خواهد یادآور شود: اگر غذایی که می‌پزی خوش‌مزه نیست، اگر رابطه‌ات گرما ندارد، اگر سخنت به دل نمی‌نشیند، شاید زمان آن رسیده که به درون بنگری. گره‌ها، نفرت‌ها، بدبینی‌ها و من ذهنی‌ات را ببینی؛ و اگر توانستی، از آن‌ها رها شوی.

این جستار، بیش از آن‌که اثبات‌گر باشد، دعوتی است به تأمل. ما با انرژی ها غذا می‌پزیم، عشق می‌ورزیم، تربیت می‌کنیم، و حتی تخریب می‌نماییم. بستگی دارد که این انرژی ها کجا و چگونه کانالیزه شوند.

اگر آب، برنج، و گیاهان می‌توانند نگاه و کلام ما را بفهمند، آیا ما نباید مراقب آنچه از دهان‌مان بیرون می‌آید، باشیم؟ آیا وقت آن نرسیده که "چشم بدِ" خود را زیر نظر بگیریم؟ نیتی که پشت واژه‌های ماست، شاید مهم‌تر از خود واژه‌ها باشد.

در نهایت، آنچه کیفیت زندگی و روابط ما را تعیین می‌کند، نه فقط ابزار و امکانات، بلکه نیت و انرژی نهفته در کلام و نگاه ماست.

شاید پیش از پختن غذا یا سخن گفتن، باید از خود بپرسیم: امروز می‌خواهم آب درون خود و دیگران را به چه کریستالی تبدیل کنم؟

همه ی این‌ها گواهی می‌دهند که انسان نه با دست‌ها، که با نیت‌هایش می‌سازد و می‌پزد؛

و نه با چشم، با دل می‌بیند.

قاسم سلطانی