آیا مقام معشوق بالاتر است یا مقام عاشق؟
آیا مقام معشوق بالاتر است یا مقام عاشق؟
آیا مقام استاد بالاتر است یا مقام شاگرد؟
آیا مقام گوش من بالاتر است یا مقام چشم من؟
آیا مقام پای من بالاتر است یا مقام دستان من؟
این سوالات همگی به نوعی ما را به تفکر در رابطه با مفهوم "مقام" هدایت میکنند. در دنیای نفسانی، مقامها اغلب بر اساس تفاوتها، تمایزات و هویت بیگانگی شکل میگیرند، اما در عالم حقیقت، این تفاوتها به یگانگی میانجامند.
اگر بخواهیم این اندیشه را به قانون "ظروف مرتبطه" نسبت دهیم، میتوان گفت که همانطور که در یک ظرف، حجم و فضا در هم تنیدهاند و در رابطهای متقابل و وابسته به یکدیگر عمل میکنند، در مقامهای معنوی نیز هیچچیز بهطور مستقل وجود ندارد. همهچیز در یک ارتباط درونی و پویا به هم مرتبط است. در حقیقت، مقامهای ظاهری عاشق و معشوق، استاد و شاگرد، یا حتی گوش و چشم، بهعنوان انعکاسهایی از یک حقیقت واحد عمل میکنند. هر تغییری در یکی از این مفاهیم، کل ساختار را تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت به یگانگیای که از آن جدا نیستیم، میانجامد.
همانطور که شمس تبریزی و مولانا یکدیگر را آتش میزدند و به تماشای آتش عشق مینشستند، در عالم معنا و عشق، عالم و معلوم، تماشا کننده و تماشا شونده، درک کننده و درک شونده، در یک حرکت همزمان و غیرقابل تفکیک از یکدیگر یکی میشوند. اینها دو وجه از یک حقیقتاند که در درون یکدیگر حل شدهاند.
مولانا در ابیاتی زیبا میگوید:
"تشنگان گر آب جویند در جهان
آب جوید هم به عالم تشنگان"
این ابیات بهخوبی نمایانگر ارتباطی عمیق میان جویندگان حقیقت و حقیقت خود است. همانطور که آب جویندگان را در بر میگیرد، حقیقت نیز به سوی جویندگان میآید. در این بیمقامی است که مقامها و تفاوتها از میان میروند و در یک حقیقت یگانه حل میشوند.
در این فرآیند، تمایزات نفسانی و مقامات ظاهری از میان میروند و آنچه باقی میماند، حقیقتی است که در آن "مقام" مفهومی ندارد. حقیقت در بیمقامی و در رهایی از این تمایزات درک میشود. این همان تجربهای است که در "ظروف مرتبطه" یا همان روابط متقابل میان اجزاء عالم معنا، هر بخش تحت تأثیر دیگری قرار میگیرد و در آن واحد همزمان به سوی یگانگی هدایت میشود.
مقام برای نفس جذاب است، برای کسی که از خودش جدا شده جذاب است، اما کسی که به خودش متصل است، نیازی به مقام و مقام پرستی ندارد، زیرا یکپارچه است و تکهتکه نیست که مقام را تقسیمبندی کند.
همانطور که در عالم طبیعت، هیچیک از عناصر همچون باد، آب و آتش از دیگری برتر نیستند، در مقامهای معنوی نیز تفاوتها بهطور مصنوعی ساخته میشوند. هیچکدام از این عناصر یا مقامات انسانی، نه باد از آتش برتر است، نه مرد از زن، و نه آب از خاک. همهچیز در رابطهای متقابل و وابسته به یکدیگر در جریان است و هر کدام جایگاه ویژهای در تکامل و هماهنگی کل دارند.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid