مقدمه: طرحواره به باورها و الگوهای ناسازگار ذهنی اشاره دارد، باورها و الگوهایی که با طبیعت انسان ناسازگار هستند، که به جمع این طرحواره ها "منِ ذهنی" می‌گوییم.

در ذهن هر فرد، طرحواره‌ها و من‌های ذهنی مختلفی وجود دارند که به‌طور ناخودآگاه در رفتار، احساسات و افکار او اثر می‌گذارند. این طرحواره‌ها که در ادبیات غنی ایرانی به‌عنوان موش‌ها، گرگ‌ها و حتی اژدها توصیف شده اند، در لایه‌های مختلف ذهن انسان به شکلی پنهان و گاه مضر رشد می‌کنند.

در این جستار به بررسی این موجودات درونی و چگونگی مقابله با آن‌ها خواهیم پرداخت.

موش‌ها: طرحواره‌های مخرب در ذهن

موش‌ها، موجودات کوچک و بی‌صدا هستند که در گوشه‌گوشه‌ی ذهن پنهان می‌شوند. آن‌ها در ابتدا بی‌ضرر به نظر می‌رسند، اما به تدریج می‌توانند انبار گندم ذهن ما را تخریب کنند. این موش‌ها همان طرحواره‌های ناسازگار هستند که در کودکی شکل می‌گیرند و به‌طور ناخودآگاه در شخصیت ما ریشه می‌زنند. طرحواره‌هایی مانند بدبینی، قضاوت، پیش‌داوری، غرور و تکبر، مقایسه، سوءظن، بی اعتمادی، ترس، رقابت‌های بی‌دلیل و خشم که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارند، همچون موش‌هایی هستند که در جستجوی گندم‌های ارزشمند ما می‌گردند و هرچه ما ساخته‌ایم را نابود می‌کنند.

مولانا در مثنوی به‌طور زیبایی نفس و من‌های ذهنی را به موش‌ها و حتی اژدهاهایی تشبیه می‌کند که به‌طور مداوم به انبار گندم ذهن ما حمله می‌کنند.

نفست اژدهاست، او کی مرده است

از غم و بی آلتی افسره است.

این موش‌ها در ذهن انسان شکل می‌گیرند و گاه در قالب گرگ‌هایی درنده و حتی اژدهای هولناکی ظاهر می‌شوند.

اتحاد این موش ها و طرحواره ها تبدیل به اژدها و گرگ درون( اختلالات شخصیتی مانند خودشیفتگی و ضد اجتماعی و پارانوئید) می‌شوند.

همانطور که فریدون مشیری می‌گوید:

در جوانی جان گرگت رابگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر!

گرگ‌ها، زمانی که موش‌ها به طرحواره‌های تثبیت‌شده تبدیل می‌شوند، دیگر تنها در گوشه‌های پنهان ذهن نمی‌مانند. در بزرگسالی، طرحواره‌هایی که از کودکی در ذهن نهادینه شده‌اند، به ویژگی‌های شخصیتی تبدیل می‌شوند. کسی که در کودکی دچار طرحواره‌ی نقص و شرم بوده است، در بزرگسالی ممکن است از خجالت و شرم پنهان شود یا با نمایش‌های کاذب خود را برتر از دیگران نشان دهد.

زمانی که این موش‌ها، که در اصل طرحواره‌های پنهان‌اند، به‌طور فعال شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار دهند، گرگ‌ها به وجود می‌آیند. این گرگ‌ها به‌طور نمادین همان خصائص و رفتارهای ناسازگار هستند که زندگی را برای فرد و اطرافیانش سخت می‌کنند.

دفع شر موش‌ها و بازسازی گندم‌های ذهنی

راه‌حل‌های مقابله با این موجودات درونی، همچون دفع شر موش‌ها، در واقع به عمل و خودسازی وابسته است. هرچه بیشتر بر روی رشد شخصیتی خود کار کنیم و به اصلاح ذهن و رفتارهای ناهنجار بپردازیم، می‌توانیم از حمله‌ی این موش‌ها جلوگیری کنیم. یکی از مهم‌ترین اقدامات برای دفع شر موش‌ها، مراجعه به استاد نظر یا روان‌شناسِ با تجربه و اهل ادبیات و آموزه های مولانا است. این آموزه و روش ها می‌توانند به ما در شناخت و اصلاح طرحواره‌های منفی کمک کنند.

در این مسیر، باید به این نکته نیز توجه کنیم که بسیاری از موش‌های ذهنی از دوران کودکی و خانواده در انبار ذهن ما خانه می‌کنند. والدین و محیط تربیتی می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری این طرحواره‌ها و موش ها داشته باشند. به همین دلیل باید مراقب باشیم تا موش‌های خود را به انبار خالی فرزندانمان راه ندهیم!

همانطور که مولانا می‌فرماید:

اول ای جان دفع شر موش کن

وانگهان در جمع گندم جوش کن.

اگر این موش‌ها و گرگ‌ها به‌طور مداوم در ذهن ما حضور داشته باشند و درمان نشوند، به اژدهایی تبدیل می‌شوند که نه‌تنها انبار گندم ما بلکه تمام زندگی‌مان را نابود می‌کند. اژدها همان ناله‌ها و شکایات بی‌پایان ماست که در نتیجه‌ی طرحواره‌های ناسازگار و شخصیت‌های تخریبی شکل می‌گیرد و موش ها را تبدیل به اژدها ( اختلالات شخصیتی ضد اجتماعی، خودشیفته و سایره) می‌کند.

اگر در این مرحله از خودسازی و تغییر به کمک استاد یا روان‌شناس و تمرین‌های خودآگاهی دست به کار نشویم، تبدیل به اژدهایی خواهیم شد که تمام گندم‌های زندگی‌مان را می‌سوزاند.

هر کدام از ما باید موش‌ها، گرگ‌ها و اژدهای درون خود را شناسایی کرده و در مسیر اصلاح آن‌ها گام برداریم. این فرآیند ممکن است طولانی و دشوار باشد، اما نتیجه آن به یک زندگی پر از گندم‌های ناب و ذهنی سالم خواهد انجامید. تنها در صورتی که از شر موش‌ها و طرحواره‌های ناسازگار رهایی یابیم، می‌توانیم در زندگی‌مان به آرامش و حقیقت دست یابیم.

هرچقدر انسان به ظاهرش رسیدگی کند، هرچقدر انسان خوب و لوکس بپوشد، هرچقدر انسان عمل جراحی کند، اما اگر دفع شر موش نکند، این موش ها تمام زیبایی جمع شده را تخریب خواهند کرد.

موش های ذهن و یا همان طرحواره های ناسازگار هرگونه زیبایی و دارایی را از انبار گندم ما می‌دزدند.

همان‌گونه که ما مرتب به دندانپزشک و به حمام می‌رویم تا جسم خود را از آلودگی ها تمیز کنیم، ذهن و روان ما نیز مرتب به حمام نیاز دارد، انبار را نمی‌توان به حال خود رها کرد، زیرا موش ها و طرحواره های ناسازگار از شکلی به شکل دیگر درمی‌آیند و انبار گندمی که جمع کرده ایم را نابود می‌کنند، از این‌رو باید رفتارهای خود را زیر نظر داشته باشیم، تا مبادا موشی در افکار و اعمال ما نفوذ نکرده باشد.

در نهایت همین موش های انبار ما هستند که آتش به روابط و عشق های معصوم می‌زنند، همین موش های ذهن هستند که عشق را تبدیل به نفرت و کینه می‌کنند.

پس اول ای جان دفع شر موش کن، تا ابن موش تبدیل به گرگ و اژدها نشود.

در نهایت دفع شر موش در خودمان، جهانی زیبا می‌سازد و فقط به خود ما مربوط نمی‌شود.

قاسم سلطانی