چرا بعضیها وقتی چیزی را به دست میآورند، از آن دلزده میشوند؟/ بخش دوم
ظرفپرستی
یکی از دلایل دلزدگی انسانها، وابستگی آنها به ظرفها و بیتوجهی به مظروف است. افراد سطحی معمولاً تنها به ظاهر یا جایگاه اجتماعی دیگران توجه دارند و از این رو، ارتباطات و ارزشهای واقعی را نادیده میگیرند.
برای مثال، اگر رونالدو یا ایلان ماسک جملهای ساده و معمولی بگویند، بسیاری از مردم تحت تأثیر قرار میگیرند و آن را شگفتانگیز تلقی میکنند. اما اگر فردی گمنام و ساده، سخنی هزار بار ارزشمندتر بگوید، ممکن است از سوی همان مردم مورد تمسخر قرار گیرد. این رفتار نمونهای آشکار از ظرفپرستی است.
مولانا در این خصوص میگوید:
جسمها چون کوزههای بستهسر
تا که در هر کوزه چه بود آن نگر
کوزهٔ آن تن پر از آب حیات
کوزهٔ این تن پر از زهر ممات
گر به مظروفش نظر داری شهی
ور به ظرفش بنگری تو گمرهی
این ابیات نشاندهنده ی اهمیت توجه به محتوا (مظروف) به جای ظاهر و جایگاه (ظرف و نقاب) است. مولانا تأکید میکند که انسانهایی که تنها به ظرف یا نقاب نگاه میکنند، از حقیقت دور میمانند و در دام سطحینگری گرفتار میشوند.
این نوع ظرفپرستی در طول تاریخ بارها مشاهده شده است. بسیاری از حکما و بزرگان انسانی به دلیل جایگاه اجتماعی یا سادهزیستیشان در زمان خود نادیده گرفته شدند.
عیسی مسیح (ع) به دلیل سادهزیستی و همراهی با مردم عادی از سوی بسیاری از بزرگان یهود نادیده گرفته شد. این افراد نتوانستند مظروف این پیامبر بزرگ را درک کنند و تنها به ظرف او نگریستند.
سقراط، فیلسوف بزرگ یونان، به دلیل مخالفت با ظواهر و تاکید بر عمقنگری، توسط همعصرانش به مرگ محکوم شد، چرا که بسیاری نتوانستند ارزش اندیشههای او را بفهمند.
این مثالها نشان میدهد که ظرفپرستی، مشکلی دیرینه است که حتی بر بزرگان و فرستادگان الهی نیز سایه افکنده است.
ظرفپرستی ویژگی مشترک افرادی است که دنیای ذهنی کوچکی دارند و نمیتوانند زیبایی و عمق واقعی افراد و موقعیتها را درک کنند. این افراد حتی اگر با پادشاهان و شخصیتهای بزرگ همنشینی کنند، به دلیل سطحینگری و حوصله ی محدود خود، به سرعت از آنها دلزده میشوند.
در واقع، دلزدگی این افراد نه به دلیل کیفیت ارتباط یا ارزش طرف مقابل، بلکه به دلیل ناتوانی آنها در درک لایه های زیباییهای عمیق و معنادار است.
راهکار برای غلبه بر ظرفپرستی:
۱_برای این کار تفکر عمیق را تمرین کنیم و به جای قضاوت سریع بر اساس ظاهر، تلاش کنیم عمق ارزشها و محتوای افراد و موقعیتها را کشف کنیم.
۲_ از قضاوتهای کلیشهای پرهیز کنیم، زیرا جایگاه اجتماعی، ثروت یا شهرت افراد نمیتواند گویای ارزش واقعی آنها باشد.
۳_ به جای تمرکز بر ظرف، مظروف را معیار قضاوت قرار دهیم و به عبارتی، مهم این نباشد که سخن را چه کسی میگوید، بلکه مهم این باشد که سخن چیست.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid