مقدمه

تمام ابیات مثنوی و بسیاری از گرفتاری‌های بشر را می‌توان زیر سایه اختلال از خود بیگانگی و به تبع آن اختلالات شخصیتی و طرحواره‌های ناسازگار جست‌وجو کرد. هر جا متنی در مورد خودشناسی، اختلالات شخصیتی یا "من‌های ذهنی" دیدید، آن را گرامی بدارید و همچون دارویی شفابخش برای روان و جامعه بپذیرید. چرا که شناخت این الگوها، دریچه‌ای به تغییر و رهایی می‌گشاید.

توقع از یک سلام و احوال‌پرسی آغاز و در اپیدمی اجتماعی و جهانی به نسل کشی می‌انجامد

در دنیای امروز، ما با افرادی مواجه می‌شویم که به طور مداوم ناراضی‌اند و از دیگران انتظار دارند که خواسته‌ها و نیازهایشان بی‌چون‌وچرا برآورده شود. این نوع رفتارها به تدریج به شکلی از شخصیت ناسازگار تبدیل می‌شوند که در آن، فرد همواره در جستجوی تأیید و برآورده شدن خواسته‌های خود است، حتی اگر این خواسته‌ها غیرمنطقی باشند.

یکی از این شخصیت‌ها، شخصیت طلبکار و پرتوقع است. چنین شخصیتی، با انتظارات بی‌پایان و ناواقع‌بینانه، از جذابیت انسانی خود کاسته و انقطاع هیجانی ایجاد می‌کند. در واقع، فرد از دیگران دور می‌شود و در این فرآیند، روابطش با اطرافیان دچار تجزیه می‌شود.

هر که خواهد گوهر احسان ز من

خود بَرَد او گوهر احسان ز تن

بیت بالا می‌گوید که طلبکاران و کسانی که تنها به دنبال گرفتن هستند، در نهایت گوهر وجود خود را از دست می‌دهند.

این شخصیت‌های ناسازگار، که به طور مداوم رفتارهای طلبکارانه و پرتوقع دارند، ریشه در طرحواره استحقاق و بزرگ‌منشی دارند. این طرحواره‌ها فرد را به این باور می‌رسانند که به دلیل ویژگی‌های خاص خود! مستحق امتیازات ویژه‌ای است. به علاوه، این الگوهای ذهنی می‌توانند به اختلالات شخصیتی مانند خودشیفتگی و شخصیت مرزی منجر شوند.

در این جستار، به بررسی ریشه‌های روان‌شناختی، عوامل اجتماعی و فرهنگی و پیامدهای ناگوار رفتارهای شخصیت‌های طلبکار و پرتوقع خواهیم پرداخت. در نهایت، به ارائه راهکارهایی برای مدیریت و درمان این الگوهای رفتاری در حد این جستار خواهیم پرداخت.

۱_ طرحواره استحقاق و بزرگ‌منشی ریشه‌ی بسیاری از رفتارهای طلبکارانه است. این طرحواره فرد را به این باور می‌رساند که به دلیل ویژگی‌های خاص خود، مستحق امتیازات ویژه‌ای است. این باور معمولاً در نتیجه تربیت نامتعادل در دوران کودکی شکل می‌گیرد.

والدین بیش‌حمایت‌گر: کودکانی که در این نوع تربیت رشد می‌کنند، بدون تجربه ناکامی‌های طبیعی، به این نتیجه می‌رسند که خواسته‌هایشان باید بی‌چون و چرا برآورده شود.

والدین سهل‌گیر: آزادی بیش‌ازحد در دوران کودکی می‌تواند منجر به رشد احساس استحقاق افراطی شود که فرد در بزرگسالی به این باور می‌رسد که همه چیز باید طبق خواسته‌های او پیش برود.

والدین مقایسه‌گر: تشویق به رقابت بیش از حد با دیگران و ایجاد حس دائمی مقایسه، می‌تواند به شکلی از خودبزرگ‌بینی یا حتی حقارت پنهان منجر شود که در بزرگسالی به رفتارهای طلبکارانه و نارضایتی‌های دائم تبدیل می‌شود.

۲_ شخصیت طلبکار و اختلالات شخصیتی

در این بخش، دو اختلال شخصیتی رایج که ارتباط نزدیکی با رفتارهای طلبکارانه دارند را بررسی خواهیم کرد:

_ اختلال شخصیت خودشیفته (NPD)

افراد مبتلا به این اختلال، احساس افراطی از خودبزرگ‌بینی و استحقاق دارند و انتظار دارند که نیازهایشان همیشه در اولویت قرار گیرد. این افراد توانایی محدودی برای درک موقعیت‌ها، نیازها و احساسات دیگران دارند. به همین دلیل، وابستگی شدیدی به تأیید و تمجید دیگران پیدا می‌کنند، هرچند ممکن است تلاش کنند این وابستگی را پنهان کنند تا ظاهر مستقل‌تری از خود نشان دهند.

اختلال شخصیت مرزی (BPD)

افراد مبتلا به این اختلال، علاوه بر نوسانات شدید هیجانی، ممکن است رفتارهای طلبکارانه‌ای از خود نشان دهند. آن‌ها انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای از دیگران دارند و به شدت نیازمند توجه و تأیید دیگران هستند. روابط این افراد معمولاً ناپایدار است و می‌تواند از ستایش و محبت به تخریب و انتقاد شدید دیگران تبدیل شود، که خود نوعی الگوی ارتباطی ناسالم است.

۳_ پیامدهای اجتماعی شخصیت طلبکار

شخصیت‌های طلبکار در روابط بین‌فردی خود، روابطی پرتنش و اضطراب‌آور ایجاد می‌کنند. رفتارهای مکرر و بی‌توجهی به نیازها، احساسات و موقعیت‌های دیگران، منجر به ناپایداری روابط و دوری اطرافیان از این افراد می‌شود. این نوع رفتارها احساس استثمار و خستگی در دیگران ایجاد می‌کند و در نتیجه، فرد طلبکار به تدریج از دیگران جدا می‌شود.

یکی از دلایلی که اطرافیان از شخصیت‌های طلبکار و همیشه ناراضی دوری می‌کنند، انتقال حس طلبکاری و نارضایتی از طریق زبان بدن و چهره است. این افراد به‌راحتی احساسات و نگرش‌های منفی خود را منتقل می‌کنند و این امر باعث می‌شود که دیگران از ارتباط با آن‌ها خودداری کنند.

لذا رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر؛ در واقع، زبان بدن و چهره افراد می‌تواند گویای احساسات درونی و طرحواره‌های ذهنی آن‌ها باشد.

در محیط‌های کاری و حرفه‌ای، افراد با شخصیت‌های طلبکار تمایل دارند که دیگران را مقصر ناکامی‌های خود بدانند. در تیم‌ها، گردهمایی‌ها و گروه‌ها اغلب تضادهایی ایجاد می‌کنند که می‌تواند بر انسجام تیم تاثیر منفی بگذارد. این افراد معمولاً بهره‌وری پایینی دارند، زیرا انتظارات‌شان از حمایت همکاران یا مدیران غیرواقع‌بینانه و افراطی است.

هشدار جدی

فرهنگ طلبکاری در برخی جوامع می‌تواند به یک اپیدمی اجتماعی تبدیل شود. در چنین جوامعی، احساس مسئولیت فردی کاهش یافته و افراد به جای تلاش و مسئولیت‌پذیری، انتظار دارند خواسته‌هایشان بی‌قیدوشرط برآورده شود. در این جوامع، برخی افراد ممکن است تصور کنند که کشورهای دیگر مسئول تأمین نیازهای آن‌ها هستند، به‌ویژه در شرایطی که احساس می‌کنند در گذشته از سوی آن‌ها استثمار شده‌اند.

این رفتارها به‌طور خاص در جوامعی که با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و روان‌شناختی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ممکن است بیشتر نمایان شود. در چنین جوامعی، ارزش‌های جمع‌گرایانه و احترام به حقوق دیگران در معرض تهدید قرار می‌گیرد و به نوعی ممکن است رشد بی‌عدالتی‌ها و احساسات منفی نسبت به دیگران افزایش یابد.

۴_ چرا این شخصیت‌ها همواره ناراضی‌اند؟

با وجود رفتار طلبکارانه، این شخصیت‌ها معمولاً به نارضایتی پایدار دچارند. این نارضایتی ناشی از انتظارات غیرواقع‌بینانه است. وقتی انتظاراتشان برآورده نمی‌شود، احساس ناکامی می‌کنند و حتی اگر دیگران نیازهایشان را برآورده کنند، همچنان احساس تهی بودن می‌کنند.

ترس‌های درونی: بسیاری از این افراد با احساس عمیقی از ناکافی بودن روبه‌رو هستند که برای پنهان‌کردن آن، به رفتارهای طلبکارانه روی می‌آورند.

۵_ راهکارهای پیشنهادی:

شناسایی طرحواره ی استحقاق و کار بر روی باورهای بنیادین مرتبط با آن.

آموزش "پذیرش" و "تسلیم" محدودیت‌ها و احترام به دیگران.

رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT):

مدیریت هیجانات و روابط بین‌فردی.

شناخت‌درمانی:

تغییر الگوهای فکری غیرمنطقی و انتظارات غیرواقع‌بینانه.

تقویت اتصال هیجانی و همدلی با دیگران.

یادگیری تعاملات سازنده و رعایت مرزها.

فضاگشایی و عدم قضاوت.

نقش جامعه:

پرورش فرهنگ احترام به حقوق دیگران و کاهش رقابت‌های ناسالم در جامعه.

جوامعی که باورهای خود را برتر از باورهای دیگران می‌دانند، مستحق اختلال شخصیت خودشیفتگی اجتماعی و فردی و سایر اختلالات شخصیتی می‌شوند.

الگوهای اجتماعی مثبت:

ترویج و تشویق افرادی که رفتارهای مسئولانه و همدلانه را به نمایش می‌گذارند.

شخصیت طلبکار و پرتوقع، که نمایانگر طرحواره استحقاق و اغلب همراه با اختلالات شخصیتی مانند خودشیفتگی یا مرزی است، می‌تواند روابط بین‌فردی و اجتماعی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. این افراد به دلیل انتظارات غیرواقع‌بینانه و ناتوانی در پذیرش محدودیت‌ها، دائماً ناراضی و ناسازگار به نظر می‌رسند. با این حال، از طریق درمان‌های مناسب و آموزش مهارت‌های اجتماعی، می‌توان این الگوهای رفتاری را اصلاح کرد و به آن‌ها کمک کرد تا زندگی رضایت‌بخش‌تری داشته باشند.

قاسم سلطانی