چرا برخی افراد یا عاشقاند یا دشمن؟
آیا تاکنون افرادی را دیدهاید که یا رابطهای بسیار صمیمی با دیگران دارند یا رابطهای سراسر خصومت؟ گویی انسانها را صرفاً به دو دستهٔ خوب و بد تقسیم میکنند: یا کسی خوب است یا بد. این نگاه دوگانه، که ریشه در آموزه ها و باورهای خانوادههایی دارد که همه چیز را در قالب خوب و بد مطلق میبینند، منشأ نوعی اختلال ذهنی به نام «تفکر دوگانه» یا split است.
این نوع نگرش ممکن است از تربیتهایی ناشی شود که بر پایه مفاهیمی چون بهشت و جهنم شکل گرفتهاند: آدمهای خوب به بهشت میروند و آدمهای بد به جهنم. چنین دستهبندیهای مطلق، ذهن افراد را به سمت تفکر قطبی سوق میدهد و انعطافپذیری را از آنها میگیرد.
اما مسئله در اینجا پایان نمییابد. در اختلالات شخصیتی، بهویژه اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder)، این نوسانات هیجانی چنان شدت میگیرند که دوست امروز به دشمن فردا تبدیل میشود. فرد مبتلا به این اختلال، شما را به عرش میبرد و جایگاه قدیسانهای برایتان قائل میشود، اما کافی است برخلاف انتظارش عمل کنید تا به سیاهچالهٔ بیارزش بودن سقوط کنید. وقتی حالش خوب است، شما را مانند یک پیامبر میبیند و وقتی حالش خوب نیست، به سادگی شما را نادیده میگیرد یا حتی تحقیر میکند.
این الگوی تفکر قطبی یا split یکی از ویژگیهای مشترک در اختلالات شخصیتی دستهٔ B است.
در این اختلالات، پایداری عاطفی وجود ندارد؛ روزی لبریز از شور و شوقاند و روزی دیگر در اعماق افسردگی فرو میروند. گاهی خلقوخویشان بهاری و گاهی زمستانی است، زیرا در هماهنگی با خویشتن خویش قرار ندارند.
مولانا این ناپایداری را چنین توصیف میکند:
ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو، تا شوی موزون خویش
این اختلال میتواند از سطح فردی فراتر رفته و به یک اپیدمی اجتماعی تبدیل شود. در حکومتهای توتالیتر، چنین تفکر دوقطبی به وضوح قابل مشاهده است.
در این جوامع، افراد به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میشوند. غیرخودیها تحت فشار و آزار قرار میگیرند و حتی خودیها نیز دیر یا زود در چرخهای از سرکوب و بیثباتی گرفتار میشوند.
بنابراین، اگر فردی با اختلالات شخصیتی مانند مرزی یا خودشیفتگی شما را با «بمباران عشقی» تحت تأثیر قرار داد، بهتر است جانب احتیاط را رعایت کنید.
همانطور که گفتهاند: سلامی که از سر طمع باشد، خیری در آن نیست.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid