استقلال به معنای توانایی ایستادن بر پای خود و رشد فردی است؛ اما این مفهوم نباید به نفی نیازهای انسانی و طبیعی تعبیر شود.

زن و مرد مکمل یکدیگرند و این نیاز به دیگری فراتر از نیازهای مادی است. این نیاز، بیشتر ریشه در عواطف و معنویت دارد که از عشق و ارتباط انسانی سرچشمه می‌گیرد. نادیده گرفتن این نیازها یا تظاهر به بی‌نیازی، می‌تواند ما را از تجربه زیبای عشق محروم کند. عشق، سرچشمه روشنایی در زندگی است و پذیرش آن، قدرت و لطافت را به وجود انسان می‌بخشد.

بیایید با دیدی عمیق‌تر و عاشقانه‌تر این حقیقت را بپذیریم.

زنانی که در برابر مردان ژست بی‌نیازی می‌گیرند، حتی اگر در جایگاه‌های بالای علمی یا مدیریتی قرار داشته باشند، در میدان عشق و روابط عاطفی ممکن است تنهایی را تجربه کنند. زیرا در طبیعت هیچ موجودی به معنای واقعی بی‌نیاز نیست. طبیعت، مرد و زن را برای تکمیل یکدیگر آفریده است. اگر یکی نباشد، دیگری نیز ناقص خواهد بود. مرد بدون زن و زن بدون مرد، به‌طور طبیعی ناتمام‌اند؛ این بخشی از سرشت گونه انسانی (هومو ساپینس) است.

همچنین، هر مرد یا زنی که ادعای بی‌نیازی جز به خداوند داشته باشد، دچار نوعی غرور و تکبر می‌شود که حتی در ظاهر، رفتار و نشست‌وبرخاست او نیز تأثیر منفی و ناخوشایندی می‌گذارد، زیرا همه‌چیز تجلی خداوند است و انسان باید به این تجلیات احترام بگذارد. بی‌توجهی به این حقیقت، به معنای جدا کردن خود از درختان، آب، آتش، باد و سایر عناصر طبیعت است که همگی بخشی از وجود یکپارچه و متصل ما هستند.

قاسم سلطانی