سه نوع جامعه
نوع اول: جوامع مبتنی بر اقتدار و دیکتاتوری
در این نوع جوامع، ترس، تابو، دشمنی، عقدههای حقارت، و طرحوارههای ناسازگار (شناختهشده و ناشناخته) به شکلی گسترده رشد میکنند. این جوامع به دلیل شیوع اختلالات روانی و شخصیتی، از آسیبهای عمیق روانشناختی رنج میبرند.
بیاعتمادی، سوءظن، گرایشهای پارانوئیدی، سوءاستفاده از یکدیگر، و انتقامجویی از ویژگیهای بارز این جوامع هستند.
این نوع جوامع شباهت زیادی به نوع اول ازدواجها و روابط دارند، که پیشتر در متنی دیگر به آن اشاره کردهام.
نوع دوم: جوامعی با آزادی فردی اما بدون انسجام اجتماعی
این نوع جوامع به افراد آزادی فردی میدهند، اما فاقد انسجام اجتماعی، اعتماد، و اتحاد میان مردم هستند.
چنین جوامعی را میتوان مشابه نوع دوم ازدواجها دانست؛ خانوادههایی که در آن بیانضباطی و بیمسئولیتی رواج دارد. این خانوادهها به دلیل عدم تعهد و نبود ارزشهای مشترک، ناگزیر آسیبهای روانی و مشکلات اجتماعی عمیقی را متحمل میشوند.
در این نوع جوامع، وجدان جمعی و اخلاق اجتماعی تضعیف شده و روان انسانها دچار فرسایش میشود.
نوع سوم: جوامعی با آزادی و انسجام اجتماعی
این نوع از جوامع، که سالمترین و موفقترین نمونهها در میان حکومتها هستند، به مردم آزادی و استقلال میبخشند و در عین حال، انسجام اجتماعی و اعتماد را حفظ میکنند.
این جوامع شباهت بسیاری به نوع سوم ازدواجها دارند، که در متنی دیگر توضیح دادهام.
نمونههای موفق این نوع جوامع را میتوان در اروپای غربی و استرالیا یافت. البته باید توجه داشت که حتی در میان کشورهای فدرال، تفاوتهای اساسی در نحوه تقسیم قدرت و ساختار حکومتی، عامل تعیینکننده در موفقیت یا ناکامی این سیستمها است.
بسیاری از جوامع و خانوادهها در ظاهر یا گفتار، به عشق، رشد، اعتماد، و مسئولیت اعتقاد دارند، اما در عمل از این ارزشها فاصله گرفتهاند. این تضاد میان گفتار و عمل، منجر به بروز چالشهای جدی در سطح فردی و اجتماعی میشود.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid