معلولیت یک فرصت یا محدودیت؟
آیا فردی که اختلال شخصیت دارد میتواند فرد موفق و خوشبختی هم بشود؟/ بخش اول
پاسخ: بستگی دارد از آن اختلالی که دارد، در جهت رشد خود استفاده کند یا آن را محدودیت تلقی کرده و نقش قربانی به خود بگیرد.
مرلین مونرو اختلال شخصیت هیستریونیک داشت، اما آن را محدودیت نکرد، بلکه آن را تبدیل به زیبایی و موفقیت کرد!
اختلال شخصیت و هر معلولیت دیگری یک امکان و شانس است، به شرطی که به معلولیت خود واقف و آن را بپذیریم، آنگاه است که معلولیت و اختلال ما تبدیل به نیرویی خاص میشود که دیگران آن را ندارند و حتی معلولیت و اختلال شخصیت تبدیل به هنر و زیبایی میشود، تنها شرط آن پذیرش اختلال و دیدن اختلال و معلولیت است، وگرنه انکار اختلال و معلولیت فرد را به شدت زشت و ناموزون و غیر قابل تحمل میکند.
معلولین میتوانند با معلولیت خود کنار نیایند و آن را نپذیرند و دچار صدها اختلال شخصیت دیگر شوند، اما میتوانند معلولیت خود را بپذیرند و آن را وسیله ای برای رشد خود مهیا کنند.
معلولیت و اختلال شخصیت اگر کنترل شده و به آن واقف بود، میتواند بسیار جذاب باشد،
به گونه ای که همه آرزوی آن اختلال شخصیت را میتوانند داشته باشند.
هاوارد هیوز، دیوید بکام، امی واین هاوس، ماریا کری، کورت کابین و خیلی های دیگر اختلال شخصیتی داشتند، اما به واسطه ی پذیرش و مشاهده ی اختلال، آن را تبدیل به فرصت کردند، در واقع معلولیت یک فرصت استثنائی و الهی است، نه یک محدودیت، معلولیت زمانی آسیب رسان است که آن را انکار کنیم.
مثلا هیجانات اوجی شخصیت مرزی در خلق هنر تاثیر مثبت دارد، یک شخصیت بوردرلاینی میتواند هنرمند دوست داشتنی باشد، "فقط" به شرطی که به اختلال و معلولیت خود "واقف" باشد، تسلیم باعث فضاگشایی در انسان میشود، تسلیم باعث گشودگی های فراوان میشود و در مقابل آن "مقاومت" و انکار با آنچه که هست، انسان را منقبض میکند و آسودگی در انبساط و فضا گشایی است.
مشکل اساسی افرادی که اختلالات شخصیتی دارند، انکار و عدم پذیرش آن است نه لزوماً خود اختلال، زیرا خود اختلال میتواند تبدیل به امکانات ویژه ای شود که افراد سالم آن را ندارند.
سوالی که مطرح میشود، این است که آیا حقیقتا مرلین مونرو در خاموشی خود نیز احساس آرامش و سعادتمندی میکرده یا نه؟
یک رقاص باید شمی از ویژگی شخصیت نمایشی و هیستریونیک را داشته باشد، اگر اجتنابی باشد که نمیتواند رقاص شود، پس در این مثال اختلال شخصیت هیستریونیک مثبت تجربه میشود.
نخست باید از نقش قربانی بیرون بیائیم، منی که پای چپم از پای راستم کوتاه تر است، باید تسلیمِ حکمت آن شوم، من باید به معلولیت خود نه تنها اعتراض نکنم، بلکه شکر کنم، اگر شکر و اعتماد کردم، آنگاه پشت این اعتماد حکمت و حقیقتی بزرگ نهفته است.
تسلیم ثروت بزرگی است.
تسلیم با زیباشناختی ارتباط عمیقی دارد.
میخواهم بگویم که اگر ناگهان بیماری چشم گریوز مثل من میگیری، تسلیم آن شو و اگر تسلیم شدیم،
و چه بسا در شکل گیری همین بیماری حکمت و درسهایی نهفته هست که هست.
تسلیم انسان را بزرگ میکند، تسلیم و پذیرش یک اختلال و معلولیت و بیماری فقط و فقط از آن اختلال گوهر میسازد.
یکی از برجسته ترین روانشناسان دنیا مارشا لینهان خودش اختلال شخصیت مرزی و بوردرلاین داشت و چون به اختلال خود واقف بود، اختلال تبدیل به توانایی در او شد، مارشا لینهان نشان داد که چگونه یک معلولیت و اختلال میتواند معنا بخش و زیبا باشد، فقط از طریق تسلیم!
#تسلیم
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid