خودشناسی/۹۸ رابطه تفهمی چیست؟
غیرممکن است بدون آگاهی و معصومیت ذهنی کسی رابطه ی تفهمی با خود، همسر خود، خانواده ی خود، رخدادها، زندگی و دیگران داشته باشد و بدون رابطه ی تفهمی و اتصال هیجانی همه ی رفتارهای انسان جعلی، احساساتی، حیوانی و توام با خشونت، ابهام و تاریکی است.
اما تفهم چیست؟
تفهم به معنای درک و شهود ذات یک رفتار فردی و اجتماعی است؛
در حقیقت تفهم یک حس و هویت یگانگی درونی و عاطفی با درون و بیرون است که ما را با آنچه که می خواهیم بشناسیم و در رابطه باشیم آشنا کرده و ما را به یکدیگر متصل می کند و تمام ابهامات محو می شوند.
کسی که رابطه ی تفهمی با خود و زندگی و دیگران ندارد، یقینا و تحقیقا رابطه ی احساسی و نفسانی را جایگزین می کند که به نفرت، ترس، خشم، جدایی و قضاوت های پنهان می انجامد.
چه کسانی نمی توانند رابطه ی تفهمی و اتصال هیجانی با ذات خود و دیگران داشته باشند؟
افرادی که متعصب وباورمندِ جزم اندیش هستند، من جعلی و نمادهای انقطاع دارند، تابوهای زیادی در اندیشیدن دارند و در مفهوم قضایا اندیشه و تعقل نمی کنند، با ذات خود آشنا نیستند و در واقع درست خودشناسی نکرده اند؛
این افراد به جای فهم و رابطه با ذات شما، با باورها و متعلقات شما رابطه برقرار می کنند و رابطه با متعلقات یک شخص یک رابطه ی غیرعاشقانه و غیر تفهمی است.
زوج هایی که با متعلقات یکدیگر ازدواج می کنند، هیچگونه رابطه ی تفهمی و اتصال هیجانی با یکدیگر ندارند و رابطه شان براساس معامله است و در نهایت این رابطه تبدیل به خشم و نفرت پنهان و آشکار می شود و اگر افراد جاهلی را می بینیم که عمری کنار هم هستند، دلیل آن احساس تنهایی، عادت، نیازهای کاذب و عدم اعتراف به شکست رابطه است.
اگر کسی با خود و دیگران رابطه ی تفهمی نداشته باشد و اساس روابطش با خود و دیگران باورهای مذهبی و معاملاتی باشد،
اگر قدرت هم داشته باشد، هیچ شکی نکنید که این شخص به یک جنایتکار تبدیل می شود، حتی اگر شب و روز نماز بخواند!
#رابطه ی تفهمی یعنی هویت یگانگی و رابطه ی غیر تفهمی یعنی هویت بیگانگی،
و در هویت بیگانگی انسان خودبین می شود و چشم و گوشش حقایق را نمی تواند ببیند و طغیان می کند و اگر ضعیف و افلیج باشد پر از قضاوت ها و خشم های پنهان می شود و این خشم و قضاوت های پنهان رفتارهای او را تایین می کنند که عاشقانه و سالم و یا غیرعاشقانه و ناسالم باشد.
افرادی که رابطه ی تفهمی با خود و دیگران ندارند، زود دلسوزی و ترحم می کنند، زود واکنش نشان می دهند، زود قضاوت و پیش داوری می کنند، زود عاشق و فارغ می شوند، زود دوست و دشمن می شوند و هیچ اعتماد و اعتباری به رابطه شان نیست و اگر حاکم باشند، مردم را می کشند، زیرا اساس رابطه شان نه "فهم" بلکه نفهمی است و هرگز فهم مشترک با ذات خود و دیگران ندارند و اگر فهم مشترکی داشته باشند، فهم مصلحت اندیش و معامله ای و بازاری خواهد بود.
رابطه ی تفهمی با خود و دیگران با شستشوی ذهن، کنارگذاشتن باورهای موهومی و مبهم، حذف نمادهای انقطاع، تعقل معصومانه و مراقبه گون میسر می شود.
رابطه ی تفهمی عقل و خرد است و رابطه ی احساساتی و غیرتفهمی جاهلیت و نادانی است.
کسی که رابطه ی تفهمی با خود و دیگران ندارد، در واقع هوش و عقل واقعی خود را فعال نکرده و یک مقلدی بیش نیست که قوای خود را زنده نکرده و به عبارتی هنوز متولد نشده است و تولد در اینجا به معنای تولد اختیاری و اصلی است.
یادمان نرود که تولد نخست نوزاد یک امر جبری و فعال کردن عقل، معصومیت، زیبایی و تولد ثانویه یک امر انتخابی و اختیاری است.
نمادهای انقطاع علائم رابطه ی غیرتفهمی و حیوانی است، به عبارتی نمادهای انقطاع باعث کوری فهم، درک، شعور و خرد می شوند؛
غیرممکن است یک فرد تنگ نظر، جاه طلب، برتری طلب، مغرور، مبهم، بی اعتنا و ناسپاس رابطه ی تفهمی با خود و دیگران داشته باشد.
یکی از نشانه های رابطه ی غیرتفهمی تقلید است و انسان تا از مرز تقلید به مرز تعقل نرسد، رابطه ی حیوانی و غیرتفهمی با خود و دیگران خواهد داشت و در این میان پرسش از خود و تعقل در باره ی معانی مفهومی نقش اساسی دارند؛
یعنی چه؟
یعنی اینکه من و شما تا خودمان در باره ی مفهوم خیانت، احساس مالکیت، لذت، جنسیت و هر امری تعقل و مکاشفه نکنیم، با آنها رابطه ی تفهمی نخواهیم داشت، زیرا ما معنی و مفهوم خیانت و همجنس گرایی را از اجدادمان تقلید کرده ایم نه اینکه خودمان در باره ی آنها مراقبه و تعقل کرده و به حق الیقین برسیم و کسی که به حق الیقین نرسد، رابطه ی تفهمی نمی تواند داشته باشد.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid