در باره ی دم دمی مزاجی

دم دمی مزاجی اختلال شخصیت است و باعث می شود که ما هر دم خیالی دیگر کنیم؛
و این به دلیل نداشتن ترازو و معیار تشخیص سره از ناسره است. 

کسی که ترازوی حقیقت و استقلال فکری نداشته باشد و خودش حقیقت را ملاقات نکرده باشد، دچار اختلال دم دمی مزاجی و سردرگمی می شود.
افرادی که تعقل و مراقبه بلد نیستند و قضایا را از این و آن تقلید می کنند نیز دچار اختلال هردم خیالی هستند.

ذات نفس و من نفسانی دم دمی مزاج است و هرچیزی که به نفس او نفع برساند، او سراغ آن می رود. 
به لطف و عشق دم دمی مزاج ها هیچ اعتبار و اعتمادی نیست.

دم دمی ها روزی شخصیت تو را به آسمان ها می برند و روزی تو را به زمین می زنند.
روزی تو را پادشاه می کنند و روزی دیگر ممکن است تشنه ی خونت باشند،
به همین جهت هرگز نباید به شخصیت تکیه کرد، زیرا شخصیت را دیگران به تو می دهند؛
شخصیت بعدا وارد انسان شده و اصالت ندارد.

هرگز تفاوت فردیت با شخصیت را فراموش نکنیم.

شخصیت از بیرون به تو داده می شود و متعلق به تو نیست، اما فردیت امری ذاتی است که در اثر شناخت خود واقعی شکوفا می شود.
هرچقدر انسان متکی به شخصیت باشد، فردیتی عاجز، ضعیف و شکننده خواهد داشت و هرچقدر انسان متکی به شخصیت نباشد، فردیتی قوی دارد، 
زیرا انسانی که وابسته به شخصیت نیست و هویتش را از شخصیت نمی گیرد، قطعا فردیتی ارزنده و گران قیمت دارد.

گروهی هم هستند که نه شخصیت و نه فردیت ارزنده ای دارند؛
اینها از افرادی که شخصیت دارند اما فردیت ندارند به جامعه کمتر آسیب می رسانند.

کسی که دم دمی مزاج است، ترازو ندارد و کسی که ترازو ندارد عدالت ندارد و عادل نیست و هر تصمیم و عملی از او بر می آید.

وقتی خودت ترازو (عدالت) نداشته باشی، یک آدم ابله و حسودی سراغت می آید و می گوید، این شخصی که تو این همه دوستش داری فلان و بهمان است، این همه تحویلش نگیر، من خودم همسایه ی او هستم و از نوجوانی او را می شناسم، سال ها با او نشست و برخاست داشتم، 
و تو تحت تاثیر حرف های او قرار می گیری، در حالیکه شناخت او ممکن است از روی حب و بغض و جاهلیت باشد؛
اطلاعات که شناخت نیست!
مگر همه ی پدر و مادرها فرزندان خود را می شناسند و آنها را درک می کنند؟!

شناخت مستلزم معصومیت و آگاهی است و کمتر کسی به درجه ی معصومیت و شناخت می رسد، از این رو شناخت غالب افراد از یکدیگر، شناخت حقیقی نیست، بلکه شناخت نفسانی است؛
شناخت یک حسود و تنگ نظر جاهل از مولانا چه می تواند باشد؟!
شناخت یک متعصب دینی تندرو از یک انسان آزاده چه می تواند باشد؟!

شناخت یک فرد زشت و نامتعادل از یک فرد زیبا و متعادل چه می تواند باشد؟!

افرادی که دهن بین هستند و شما را از روی اطلاعات دیگران قضاوت می کنند، افرادی خام و جاهل هستند و بهتر است به لطف اینان اعتماد و تکیه نکنیم.

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

‌افراد آگاه و مستقل و البته سالم هرگز دم دمی خیال نیستند، زیرا ترازو ( معیار تشخیص عدل) دارند.

قاسم سلطانی