خودشناسی/۹۲
تفاوت عشق زمینی و عشق آسمانی چیست؟
عشق زمینی و عشق آسمانی یک تمثیل است و در واقع ما یک عشق واقعی و یک عشق قلابی داریم؛
و در این میان عوام و دین بسیاری از امور را از عرفان جعل و تحریف و سانسور کرده است.
وقتی گفته می شود که به غیر خدا عشق نورز و عشق واقعی فقط عشق به خدا است،
منظور عشق به من جعلی و خواهش های من جعلی است و من واقعی هم همان خدا است.
عشق به غیر خدا یعنی عشق به متعلقات یک فرد نه عشق به ذات آن فرد، وگرنه ذات هیچ کسی با خدا منافاتی ندارد، اما فرد نفسانی همیشه عاشق غیر خدا یعنی عاشق متعلقات افراد می شود.
عشق من منقطع و منی که آلوده به منیت، جاهلیت و نمادهای انقطاع ( رذایل اخلاقی) است، عشق قلابی است، زیرا با ذات هیچ چیزی رابطه برقرار نمی کند،
بلکه با متعلقات هرچیزی رابطه برقرار می کند و عشق به متعلقات فروکش می کند.
اگر کسی به ذات علم علاقه داشته باشد، آن علاقه واقعی است و اگر عاشق شخصیت علم باشد، آن علاقه قلابی است و جنس این رابطه جعلی است.
اگر کسی عاشق خود واقعی شما باشد عشق او واقعی است و اگر کسی عاشق متعلقات شما باشد عشق او قلابی و جعلی است.
عشق به ذات هرچقدر بگذرد و هرچقدر تو نزدیک معشوق بشوی او را زیباتر و باشکوه تر خواهی دید و هرگز فروکش نمی کند.
عشقی که هیجان آن فروکش می کند عشق قلابی است.
عشق زمینی و یا قلابی همان عشق بدون خودشناسی است که آلوده به نمادهای انقطاع، نیازهای روانی(کاذب) و شرارت های منیت است.
عشق زمینی عشق فردی است که به معصومیت و من واقعی تبدیل نشده است.
عشق زمینی عشق فردی است که دچار اختلال الیناسیون است و از غیر خود هویت می گیرد.
هر عشقی که آلوده به یکی از نمادهای انقطاع باشد عشق زمینی،
و عشقی که بعد از تبدیل شدن به معصومیت ایجاد شود عشق آسمانی و یا عشق واقعی است.
عشقی که معصومیت و زلالی(خدا) در آن مفقود باشد، عشق زمینی است، زیرا هرچیزی که معصومیت در آن مفقود باشد، غیرممکن است عشق باشد.
عشق زمینی خودبین است و فقط لذت خود را جستجو می کند؛
و لذت دیگران را نادیده می گیرد و نوعی عشق منزوی است که تبادل و گردش انرژی در آن مفقود است.
البته باید یادآور شوم که در نظر گرفتن لذت خود واقعی بسیار خوب و لازم است، اما زمانی که من منقطع (نفس) خودش را ذات ما جا می زند، لذت نفس و غیر خود را در نظر می گیریم و لذت خود واقعی سرکوب می شود.
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس، لذت نخوانی
هزاران در از خلق بر خود ببندی
گرت باز باشد دری آسمانی
وقتی می گویند عشق به غیر خدا عشق زمینی است، مراد از غیر خدا همان من منقطع و من بیگانه و منزوی است که منبع و قبله ی او منافع نفسانی شیطان درون (منیت) است.
عشق به ذات دختر و پسر همسایه نیز اگر با معصومیت و به دستور و میل من معصوم و واقعی باشد، همان عشق به خدا و یا عشق آسمانی و عشق واقعی است؛
اما عشقی که متوجه متعلقات شخصی باشد عشق قلابی و زمینی است که بدون شک و تردید این عشق به کینه و نفرت و جدایی تبدیل می شود و در غالب مواقع همان ماه های اول طلاق عاطفی صورت می گیرد و عشق فروکش می کند،
در حالیکه رکن اصلی عشق واقعی این است که روز به روز بزرگ تر و باشکوه تر بشود،
زیرا هرچقدر تو به واقعی نزدیک بشوی او زیباتر و بزرگ تر می شود و هرچقدر تو به غیر واقعی نزدیک بشوی، او کوچک تر و زشت تر می شود.
#قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid