#خودشناسی / بخش هفتاد و پنجم
درمان مشکلات سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایران/ بخش پنجم
در بخش چهارم یک برنامه ی پیشنهادی در باره ی تغییرات در جامعه ی ایران نوشتم، اما ممکن است بعضی از مردم بپرسند که همه ی اینها چگونه در عمل ممکن خواهد بود؟
پاسخ:
عملی شدن پیشنهادات به بخش مهندسی و فنی مرتبط است و صد البته معمار عاقل طرح قابل اجرایی می دهد نه طرحی که خودش آن را شهود نکرده و قابل اجرا نباشد.
اگر هدف سالم و خوب است،
و یا هر رفتار و حرکتی که ما را به سمت خود واقعی نزدیک کند، پس هزاران راه برای رسیدن به هدف خلق می شود.
وقتی یک محصول مرتبط با زندگی مردم به بازار می آید، طراحی آن نیز که چگونه فرهنگ سازی شود انجام می شود.
برای مثال وقتی می خواهند پول و نام خیابان های کشور را تغییر دهند و یا طرز پرداخت هزینه ی آب و برق و حقوق مردم را دیجیتال کنند، مردم به زودی به سیستم جدید عادت می کنند، چرا که این تغییر به طور مستقیم با زندگی روزمره ی آنان در ارتباط است.
اینکه مردم معمولی چگونه باهم در دیالوگ ملی و تاریخی شرکت کنند و به بیان تاریخی بیایند، خیلی دشوار نباید باشد و با یک اطلاعیه ی کشوری می توان مردم را آگاه کرد که منبعد همه آزادی بیان دارند و تفاوت های مزاحمت و توهین با آزادی بیان در همان شش ماه تا یک سال گفتگوی ملی و تاریخی در رسانه های ملی شفاف سازی می شود و به نوعی یک دوره ی تمرین دموکراسی در رسانه ها ایجاد خواهد شد.
مردم شش ماه تا یک سال به جای پی گیری فلان سریال ارزان قیمت و خرافاتی به فراگیری رفتار با همنوع خود می پردازند و این مبارک است.
شوراهای محل، رسانه های ملی و عمومی، باشگاه ها، سایت های شبکه های اجتماعی، دانشگاه ها، مدارس و مساجد نیز در یک برنامه و بخشنامه ی مهندسی شده به صورت فعال به کار گرفته می شوند.
سخنرانی و برنامه های عملی در ادارات و شرکت ها و کارخانجات برای کارگران و کارمندان برگزار می شود.
بروشورهایی با بندهای تغییرات مربوطه برای هر خانواده می تواند ارسال شود و در کنترل های یک ساله ی اجباری روانی از خانواده ها می توان با تک تک مردم در ارتباط بود و ندای آنان را شنید و منتقل کرد.
هر خانواده ای مانند دکتر خانوادگی ثابت در اروپا، وکیل و مددکار اجتماعی هم داشته باشد تا صدای آنان را مستقیم به سازمان بهزیستی و دولتمردان برساند و هیچ فردی نباشد که صدای او شنیده نشود و از این طریق هم از فرار مغزها و هم از فرسایش مغزها جلوگیری می شود.
اگر مردم مزیت های رهایی از نفس و خرافات را در عمل تجربه کنند، عوام و عوام فریبی نیز برای همیشه مشتری خود را از دست داده و منقرض می شود.
اگر شش ماه در شبکه های یاد شده مرتب گفته و توضیح داده شود که چرا و به چه دلیل به بیان نیامدن برای سلامتی مضر است و همچنین چرا مدرک، جایگاه و ثروت، شعور و خوشبختی نمی آورد، که نیاورده است، مردم نیز با استدلال و منطق و حقایق آشنا شده و جامعه نیز خرافه زدایی می شود و دیگر هیچ زن و دختری عاشق متعلقات کسی نمی شود و کیفیت روابط از رابطه ی اقتصادی به رابطه ی تفهمی و عاشقانه تغییر می کند.
طرح و پیشنهاد مورد نظر طرحی نیست که قابل اجرا نباشد، فقط باید طرح را درک و تجسم کرد و برای درک و تجسم آن نیاز به سلامت روانی و پاکسازی ذهن از خرافات است.
طبیعی است که ذهن های بسته نخست در مقابل هر تغییری از خود مکانیزم های دفاعی روانشناختی نشان بدهند و این در نزد عاقلان و دانشمندان شناخته شده است و هر تغییری برای نفس در آغاز با مقاومت هایی همراه خواهد بود که بسیار طبیعی است، زیرا عادت ها شکسته می شوند.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
وقتی چشم دل باز شود انسان تازه متولد می شود.
لازم به توضیح است که در گفتگوهای ملی و تاریخی پیشنهادات بسیار معجزه گونی نیز در انتظار است که در صورت جدی گرفتن از پستوهای ژرف تاریخ و افراد بیرون خواهند ریخت.
*مراد از دیالوگ تاریخی، دیالوگی است که در طول تاریخ مردم عادی از آن محروم بوده اند و صداها به خاطر تابوها و محدودیت های دینی، اجتماعی و سیاسی خفه شده بود.
#قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid