جهنم!
در خانه پدری ما زنان و دختران, دم در می نشستند و جای خوب اتاق برای مردان و میهمان مرد, رزرو شده بود. این عادت, معمول بود و لیکن نرمال نبود! در شهر ما زنان و دختران اجازه داشتند دوست همجنس داشته باشند, داشتن دوست غیر همجنس, اما نه معمول و نه نرمال بود!
در ولایت ما خندهء زن با صدای بلند نه معمول و نه نرمال بود! نگاه آزاد زن به مرد عیب بزرگی بود و لیکن نرمال نبود! رقص و آواز زن منحصر به مردان خودکامه بود. هیچ آواز و رقصی خودجوش نبود و لیکن معمول بود و اما نرمال نبود!
در ولایت من کسی در شهر و خانه خود مورد احترام واقع نمی شد! در شهری که من زندگی می کردم, کسی که مدرک دکترا و ثروت و مقام داشت و حاجی بود و تظاهر به مذهب می کرد, شانس بیشتری برای تجاوز کردن داشت و تعداد متجاوزین با مقام و با شخصیت, بالاتر از بقیه بود!
در کشور من همه شبیه هم بودند و هر کسی که فرق می کرد, فرقش را مخفی می کرد, البته که نرمال نبود! دیوارهای خانه ها هم بلند بود و پرده ها کشیده و باغچه های خانه ها پشت دیوارها زندانی شده بودند!
در ولایت من تظاهر کردن مد بود. تظاهر به دین, به مذهب, تظاهر به دانستن و دانش! به داشتن و حتی بعضی وقت ها نداشتن! در آن مکان همیشه عزاداری بود و عزاداری کردن و همراه آنان شدن مد بود و اما عاشقان را همراهی کردن, جرم بود و نرمال نبود!!
تظاهر به عشق نرمال بود و خود عشق نرمال و معمول نبود! در شهر من خیلی چیزها نرمال نبود!
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid