یک میان پرده
پرسش:
شما می گویید بی تفاوتی بیرحمی است، اما اگر ما در خیابان اعتراض کنیم مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ممکن است جانمان را هم از دست بدهیم، از دور نشستن و گفتن اینکه لنگش کن راحت است، نظرتان چیست؟
پاسخ:
ذات بی تفاوتی جنایت و بیرحمی است. اگر شما با اعتراض جان خود را از دست می دهید، اعتراضتان را به گونه ای دیگر انجام دهید، اما اگر بین دوستانتان و اطرافیانتان به خاطر اینکه دوستتان از شما نرنجد و یا به خاطر تملق و منفعت طلبی اعتراض نکنید، این عادت هویت شما می شود و عواقب ناگواری برای جامعه در پی خواهد داشت.
برای اینکه جامعه را از ویروس زشت و خطرناک بی تفاوتی نجات بدهیم، باید در خانواده و در بین دوستان و حتی در شبکه های مجازی از بی تفاوتی پرهیز کنیم، اما یک فردیت و شخصیت ضعیف و متملق بی تفاوتی اش از روی تملق و منفعت طلبی است نه از ترس از دست دادن جانش!
من بارها دیده و تجربه کرده ام که بسیاری از مردم عادی در بین دوستان و شبکه های ارتباطی شان نیز بی تفاوت هستند. اینها هم می خواهند خدا و هم خرما را داشته باشند. این افراد یکی از نامطبوع ترین افراد هستند که حتی اگر به نفع حق او هم سخن برانی، او با بی تفاوتی اش به ظالم رخصت و میدان می دهد، برای اینکه خودبین است و منافع خودش را به حق ترجیح می دهد و گاهی اوقات نیز حتی از حق بدش می آید و طرف باطل را می گیرد، زیرا خودش از جنس باطل است.
تشخیص حقیقت و سره از ناسره نیز به خودشناسی و هوش معنوی نیازمند است.
من نمی گویم که شما بروید و با دولت ها و لات ها درگیر شوید، من می گویم که شما در همان خانواده و بین دوستان و اطرافیان خود بی تفاوت نباشید. همین رفتار باعث می شود نسل بعدی از اختلال بی تفاوتی نجات پیدا کند.
سخن من این است که در روابط خود با خانواده و فامیل و دوستان تملق نکنید. حرف دلتان را بزنید. اگر حرف دلتان را نزنید، ظالم را پرورش می دهید. بی تفاوتی رفتاری ظالم و استبداد پرور است. حرف من این است که در شبکه های مجازی به خاطر تعدد لایک ها تملق نکنید. عوام گرا و عوام پرور نباشیم. نظر و لایک عوام چه ارزشی دارد که به خاطر آن حرف دلت را نمی زنی؟
وقتی حرف دلت را نمیزنی، این حرف ناگفته در جسم شما ضبط می شود و شما را از ملاقات با حقیقت خود باز می دارد و انواع اختلالات روانی و شخیصتی را به ارمغان می آورد.
مطمئن باشیم که روزگار آن بی تفاوتی ها را روزی به خود ما برخواهد گرداند!
مارتین نیمولر می گوید:
اول سراغ کمونیستها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیستها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودیها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.
بی تفاوتی یک سلیقه نیست، بلکه یک اختلال شخصیت است
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid