شناخت خود (خودشناسی) چیست و ابزار شناخت کدامند؟/۵
کسی که خودشناسی نکند به اوهام، ابهام، خرافات و توهمات متوصل می شود و این خصلت و قاعده ی "نفس" ( من منقطع) است. در اثر این انقطاع از من واقعی، انواع هوش ها و از جمله هوش معنوی که نیاز در روند رشد یک نوزاد نسل بشر برای تکامل است نیزرشد نمی کند و انسان کودکوار باقی می ماند که به "کودک درون" معروف است.
لابد و حتما افرادی را دیده اید که هفتاد سال سن دارند اما بسیار خرافاتی و کودک وار با قضایا رفتار می کنند، این افراد همان افرادی هستند که هوش معنوی و خودشناسی خود را رشد نداده اند و به بلوغ و استقلال فکری نرسیده اند، و اگر مشکلی برایشان پیش آید، به جای تعقل و مراقبه که لازمه ی هوش هیجانی و معنوی در مواجهه با قضایا بوده و است، به خرافات و اوهام و برداشت های نفس خود روی می آورند و حقیقت را نمی توانند ملاقات کنند.
اگر فردی خودسازی، خودکاوی و خودشناسی نکرده باشد، و سیل شهرش را فرا بگیرد، به انداختن مهر و تسبیح و صدا زدن شخصیت های مذهبی متوسل می شود، اما آن شخصیت ها جلوی سیل و حقیقت را نمی توانند بگیرند و یک خرافه گرا و کسی که هوش معنوی ندارد، جان خود را فدای جاهلیت خود می کند.
تمام افرادی که خودشناسی نکرده و نمی کنند، در مواجهه با وقایع هوش معنوی ندارند که به آن مراجعه کنند و در نتیجه به کودک درون خود مراجعه می کنند و کودک درون قادر به حل مسائلی نیست که هوش معنوی به آن نیازمند است.
یک کودک و نوزاد ممکن است اتفاقی دو واژه به زبان آورد، اما یک نوزاد و کودک هرگز نمی تواند جلوی سیل را بگیرد و یا اتفاقی یک کتاب بنویسد!
یک کودک همیشه احساساتی با قضایا رفتار خواهد کرد. او فقط بلد است گریه و زاری کند و اگر کمی بزرگ تر باشد توقع و انتظار دارد که بزرگ ترها به او کمک کنند و هرگز مسئولیت زندگی خود را به عهده نمی گیرد.
افراد خرافاتی و آنهایی که هوش لازم را برای حل قضایا و زندگی ندارند، مقصر را همیشه در دیگران و یا در طبیعت و رخدادها می بینند، چونکه اتصال هیجانی با خود و دیگران ندارد و این نیازمند رابطه ی تفهمی و هوش معنوی است که متاسفانه افراد نفسانی ( افراد بی خدا) از آن بی بهره هستند.
نشانه و علائم افرادی که هوش معنوی ندارند و کودک باقی مانده اند، نمادهای انقطاع، از جمله منیت، غرور و حیلت (بازی روانی و ذهنی) است.
افرادی که منیت و غرور دارند، زشت را زیبا و زیبا را زشت می بینند. حقیقت را باطل و باطل را عین حقیقت می پندارند و به عبارتی دیگر چشم های نابینا و گوش های ناشنوا و حواسی بی حس دارند که تمام زندگی و قضایا را فیلتر و سانسور شده می بینند و با حقیقت خود، دیگران و زندگی ملاقات نمی کنند.
ادامه دارد...
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid