در نوع اول دوست داشتن بگونه ایست که شخص می گوید: آنقدر دوستت دارم که توان دیدن این را ندارم که جز من کسی دیگر تو را دوست داشته باشد و تو جز من کسی دیگر را دوست داشته باشی و کسی نزدیک تو شود و تو تنها از آنِ منی و عشق و محبتت تنها در انحصار من است، و لاغیر.

اما نوع دوم می گوید:آنقدر دوستت دارم که نمی خواهم با انحصاری کردن دوست داشتنت آزادی و رهاییت را بگیرم و تو را زندانی کنم، می خواهم تو آزاد و رها باشی.
چرا که لذت و آزادی تو، لذت و رهایی من است. 

نوع اول رابطه ی سادیستیک و از جنس بیگانگی و انزوا است و نوع دوم رابطه ی تفهمی و عاشقانه است. 
دوست داشتن های نوع اول بقایی ندارند و بسیار سریع هیجان دوست داشتن می خوابد و در اغلب مواقع دوست داشتن تبدیل به کینه و نفرت و خشم می شود.
اما در نوع دوم دوست داشتن، دیرپا تر، عمیق تر و بالنده تر می شود، زیرا باهم اتصال هیجانی دارند و منیت ها حذف شده اند. 

منیت هر رابطه ای را آلوده و جهنمی می کند.

قاسم سلطانی