تعریف معصومیت
معصومیت به معنی ذات بینی است، هرکس بتواند از انانیت و این من بدلی و بازاری رها شود، به معصومیت تبدیل می شود. معصومیت ذات همه ی انسانها است، اما این من جعلی ساخته ی ادوار که خودش را ذات ما جا زده، مانع ذات بینی و اصالت بینی ما می شود.
معصومیت به معنی ساده لوحی نیست. کودکان نیز با این تعریف معصوم نیستند، زیرا معصومیت یعنی ذات بینی، و کودکان قادر به ذات بینی نیستند و ظاهر همه چیز را می بینند.
معصومیت کودکان یک نوع نادانی و از روی روند رشد اجباری است.
معصومیت حالتی از حضور خالص و ناب انسان است که خودش و همه ی چیزها را بدون فیلتر و حجاب می بیند و موفق شده با اصل و ذات خود ملاقات کند.
زمانی انسان با ذات و اصل خود ملاقات می کند که غیر ذات را از خود تزکیه کرده باشد تا به خود واقعی متصل شود.
نمادهای انقطاع مانع اتصال ما با ذات و معصومیت خودمان است.
معصومیت، ضعف و ناتوانی نیست، بلکه عظمت و پر از شکوه و جلال و توانایی است. معصومیت تجلی آگاهی و نور است. معصومیت اوج عقل است.
معصومیت حضور ناب و زنده به لحظه ی اکنون است. خوراک معصومیت تعقل مراقبه گون و سوختن در آتش حقایق است.
معصومیت یعنی هوای تازه و بی آلوده تنفس کردن،
نمادهای انقطاع مانع تنفس هوای تازه و معصومیت در ما هستند. هرکس با اختیار نمادهای انقطاع را قربانی کند و معصومیت را طلب کند، به معصومیت تبدیل می شود.
معصومیت امر لوکسی نیست، یک مکتب و دین نیست. نتیجه ی یک باور ایدیولوژیکی نیست.
معصومیت هدف واقعی تمام نسل بشر است، زیرا بعد از معصومیت است که انسان دوباره و اختیاری خودش را می آفریند و متولد می شود. مانند کرمی که باید به پروانه تبدیل شود.
بعد از معصومیت همه ی پرده و نقاب ها کنار رفته و انسان بالاخره خودش را ملاقات می کند. وقتی انسان با خود واقعی اش ملاقات کرد، نوبت گردش در خود (مقصد) می رسد و تو وارد بهشت ها و جهان های گوناگون می شوی.
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid