عوام و جاهل از میکروفون و اتومبیل و صنعت خارجی استفاده می کند، از روانشناس و فیلسوف خارجی کتاب ترجمه می کند، بسیار بسیار کنجکاو است تا بداند مردم جهان در باره ی ایران چه فکری می کنند،
اما وقتی نظر یک تبعیدی و فرار مغزی را می شنود، می گوید: ایرانیان خارج از کشور نباید برای ایرانیان داخل کشور نسخه بپیچند!

پاسخ: نخست اینکه ایرانی مد نظر شما با فرهنگ ها و زبان های مختلفی آشنا شده است، سردی و گرمی روزگار را چشیده است، در کمپ های پناهندگی روزگار گذرانده است، که اگر همه اش را کنار هم بچینی چندین دکترای جهان بینی می شود.

ایرانی مد نظر شما شناسنامه ی ایرانی و حق نظر دارد. او هم ایران و هم خارج را دیده است، اما جاهل تنگ نظر است و نظر یک اندیشمند خارجی درجه ی سوم را به هموطن خود ترجیح می دهد.

کسی که می گوید ایرانیان خارج کشور نسخه برای داخل نپیچند، هیچ دلیل و برهان علمی و عقلایی ندارد،
زیرا بینش، نگاه کارشناسانه، اتصال هیجانی و رابطه ی تفهمی مهم است، نه نزدیکی فیزیکی!
حتی اجنبی و خارجی ای که حقوق مردم را می شناسد، بسیار مهربان تر از هموطن عوام و متعصبی است که نظر کارشناسی ندارد و نیت استثمار کردن دارد.

خیلی از خارجی های غیرمسلمان مهربان تر از هموطن و همسایه ی مسلمان استثمارگر و زورگو هستند و بسیاری هستند که از پدر و مادر ما نیز مهربان تر هستند.

کدام دیوانه ای دوست دارد توسط همسایه، همدین، پدر و مادر خود مورد سوء استفاده قرار بگیرد، اما حاضر نشود غریبه ای! او را نجات دهد!؟

عوام را از غریبه ها ترسانده اند تا خودشان خون عوام را در شیشه کنند!

غریبه ای وجود ندارد، غریبه همان جاهلیت و نادانی است.

قاسم سلطانی