شخصیت و نفس بسیار شکننده است و زود احساس حقارت و توهین می کند و این طرز و نظام فکری را به عوام انتقال می دهد، که اگر باور و شخصیت شما زیر نقد قرار گرفت، به شما توهین می شود! و برای همین جاهل و عوام زود از خود واکنش نشان می دهد و حکم مرگ و شکنجه را برای دگر اندیش صادر می کند.

در سایت تبیان جمهوری اسلامی ایران متنی بر علیه اشو خواندم که عوام گرایی و عوام فریبی در این متن موج می زند.

به این متن دقت کنید: ("پیامبر اولولعزمی که کتابهای آسمانی او را به پاکی و قداست یاد کرده اند، در بیان اشو به یک دیوانه و خل که مشکل روانی دارد معرفی می شود، میلیاردها انسان در طول تاریخ به او ایمان آورده اند، دانشمندان و افراد معمولی که همگی مؤمنین به عیسی (ع) بوده اند و اگر عیسی خل باشد، پس طرفداران او باید از او خل تر و دیوانه تر باشند، و این توهین اشو به جمعیت کثیری از مردم دنیاست")

این شخصیت پرستان شکننده ای که زود احساس حقارت می کنند، دلشان برای پیامبران که نمی سوزد و به خاطر خدا و پیامبران که واکنش نشان نمی دهند، بلکه واکنش نشان می دهند که یعنی "من" "ما" خل و جاهل هستیم که به اینها اعتقاد داریم!؟
وقتی نفس و نظام فکری اینان زیر سوال می رود، اینها به واکنش تبدیل می شوند و عقلشان از سرشان می پرد و در واقع عقل ندارند که به آن مراجعه کنند و پیام اصلی را دریافت کنند.
اینها معنی خودشان را داخل کلام من و تو و اشو می ریزند!

تعریف کارشناسی و واقعی توهین چیست؟

چنین شخصی چه نیازی به توهین دارد؟ چرا باید توهین کند؟ آیا صداقت توهین است؟ آیا ابراز نظر توهین است؟ آیا روایت و آزادی وجدان توهین است؟

اینها در حد یک دبیرستانی بچه ی اروپایی معنی و مفهوم توهین با آزادی بیان را متوجه نمی شوند. اینها تعقل و مراقبه نمی کنند.

لابد اگر اشو زنده بود، الان حکم مرگ و قتل او را نیز داده بودند!

قاسم سلطانی