احساس تنهایی یک معلولیت است و هر معلولیتی یک علتی دارد. احساس تنهایی نه تنها اختلالات روانی تولید می کند، بلکه پیری، مرگ زودرس، آسما، سیستم ایمنی بدن، زوال عقل، وهم، خشم و سایر بیماری ها را به ارمغان می آورد.

احساس تنهایی همیشه با تنها ماندن بررسی نمی شود، اما افرادی که به مدت طولانی تنها می مانند و دوست و همسر نمی توانند پیدا کنند، دلایل و عواملی دارد که در این بخش به بعضی از آنها می پردازم.

هرکدام از نمادهای انقطاع در ما معلولیت و اختلالی تولید می کند.
ریشه ی واقعی احساس تنهایی در هویت بیگانگی است، یعنی فردی که منقطع از ذات خود است، احساس تنهایی را نیز با خود حمل خواهد کرد، حتی اگر در ظاهر هزاران دوست و طرفدار داشته باشد.

افرادی که هویت بیگانگی دارند، خصوصیات و نمادهای انقطاع مانند، خساست، عدم همدلی، عدم دلسوزی، بی اعتنایی، عدم بخشش و کمک کردن، پیش داوری، ستیزه و بحران جویی، غرور و تکبر، حسادت، زودرنجی، غیبت، معنی کردن ذهنی و شخصیت طلبکاری را نیز با خود حمل می کنند.
این خصلت ها ایجاد دافعه می کنند و مردم نمی توانند با اینگونه افراد اتصال هیجانی داشته باشند و از رابطه ی تنگ و صمیمی با این افراد پرهیز می کنند.

مردم هرچند که به زبان نیاورند، چونکه حوصله ی جنجال را ندارند، اما هیچ کسی دوست ندارد با فرد خسیس و فردی که دلش به حال و مال و جان شما نمی سوزد، رابطه ی صمیمی ایجاد کند، زیرا احساس امنیت نزد این افراد نمی کند، چه برسد زیر یک سقف با این تیپ افراد زندگی کند.
مردم رفتار شما و زیرکی ها و سواری گرفتن های شما را متوجه می شوند و بدون اینکه با شما در میان بگذارند، از شما دوری می کنند و شما می مانید با مجهولاتی که مگر من چه کردم! مگر من چه ایرادی دارم!

مردم متوجه مغالطه و سفسطه های شما می شوند، هیچ کسی از غم، اندوه، گرفتاری، صورت عبوس، ابروهای گره کرده، فخرفروشی، تلخ زبانی، عدم فضاداری، جزم اندیشی، سانسور و تحریف خوشش نمی آید.

اگر می خواهی دوران میان سالی و کهنسالی تنها نباشی، خصوصیات و نمادهای انقطاع ذکر شده در بالا را در خود تذکیه کن و به ویژه با خود و دیگران صادق و روراست باش. با مردم بازی روانی نکن.

ادامه دارد...

قاسم سلطانی