درباره نمادهای انقطاع/ بخش اول
شخصیت گرایی، رخداد و اتفاق پرستی، بحران پرستی، زود رنجی، بی اعتمادی، نگرانی، بی قراری، سانسور، تحریف، برتری طلبی، حسادت و تنگ نظری، مقایسه، معنی کردن ذهنی، پیش داوری، جزم اندیشی، عدم انعطاف، غرور و تکبر، بی اعتنایی، شهوت کلام و خوراک، انقطاع هیجانی، امتناع هیجانی، عجله، عدم فضاداری، ناسپاسی و قدرناشناسی، تحت تاثیر گذشته و آینده زندگی کردن، کینه، انتقام، تخریب، بی نظمی درونی و بیرونی، جاه طلبی، خرافه پرستی، خرافه گستری، خرافه پذیری، غیبت کردن، مغلطه و سفسطه، شروری، تملق، دوئیت، خساست، ترس، خشم، نامهربانی، عدم شفافیت و مرجع پرستی نمادهای انقطاع هستند.
از کجا بفهمیم ما نمادهای انقطاع داریم یا نه؟
از آنجایی که در خودشناسی همه چیز نشانه دارد، کسی که نمادهای انقطاع داشته و نداشته باشد نیز نشانه هایی دارد که به بخشی از آنها می پردازیم.
کسی که اصلا نماد انقطاع نداشته باشد و به معصومیت تبدیل شده باشد، اموری بر او روشن می گردد که بر افراد دیگر دانستن آنها محرمانه نیست.
ترازوی او با مردم عادی و عوام متفاوت می شود.
لذت و رضایت تمام وجود او را برمی گیرد. واکنش ها تبدیل به اتصال های هیجانی می شود. اعتماد به نفس واقعی به اوج خود می رسد. از شخصیت و ارزش های اجتماعی هویت نمی گیرد. آرامش وجود او را تسخیر می کند. با توهین دیگران احساس حقارت و سردی و گرمی نمی کند. به هر محلی وارد بشود حضور او را همه به نوعی حس می کنند و حضور او مطبوع است.
کسی که اصلا نماد انقطاع نداشته باشد، به حق الیقین می رسد.
ادامه دارد...
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid