ما از کجا بفهمیم که فلان امر وهم است یا واقعیت دارد؟ دروغ است یا درست است؟ اگر کسی آمد و گفت که من با موجودات فرزمینی رابطه دارم و سال دیگر این موجودات فرازمینی زمین را تسخیر خواهند کرد، من از کجا بفهمم این ادعا درست است یا غلط؟

اگر کسی آمد و ادعا کرد که روی سر من دو میلیون و ششصد و هزارو نهصد مو وجود دارد و اگر باور نداری بیا بشمار، چه کنم؟

ادعا برابر با اثبات حقیقت نیست، حتی اگر ادعا درست باشد باز خود حقیقت با ادعا متفاوت است، برای اینکه ادعا حتی انگشت اشاره هم نیست.

در علوم حصولی مدعی باید خود اثبات کلام خود کند، اما در علوم حضوری و ادراکات یافتنی ما به معصومیت (وجدان سالم و پاک و صیغل شده، تزکیه شده) مراجعه می کنیم و حقیقت را در آنجا ملاقات می کنیم، زیرا تمام حقایق باطنی را خداوند درون ما الصاق کرده است.

ترازوی تشخیص وهم و خیال و حقیقت در درون ماست.

اما بالاخره وهم چیست/ خیال چیست؟

امور و قضایایی که هرگز واقع نشده اند و واقعیت هم ندارند ولی ما به آنها اعتقاد داریم را وهم می گوییم.

قوه ی خیال صفت خداوند است و موجب خلاقیت و آفرینش صورت ها می گردد، به عبارتی ساده، قوه ی خیال آزمایشگاهی در ذهن است که انسان را به آفرینش وا می دارد و او را نو به نو می کند.
خیال از جنس تعقل و مراقبه و وهم از جنس اعتقاد و باور است. وهم دلایل روانشناختی در دوران کودکی دارد که در بخش های بعدی به طور مفصل به آنها خواهم پرداخت، اما قوه ی خیال روند ادراکات است.

کسی که مبتلا به اختلال وهم و اوهام می شود، حتی اگر منطق و صورت ها بر او عیان شوند، او باز هم انکار حقیقت می کند. کسی که دچار اختلال وهم می شود، جزم گرا و جزم اندیش نیز می گردد که عواقب ناگواری را برای خود و جامعه رقم می زند.

در پایان این بخش چند مصداق از قوه ی وهم و سپس بقیه را در سلسله نوشتارهای بعدی ادامه خواهم داد.

_ فرازمینی ها من را کنترل می کنند و هر شب به خانه ی من سر می زنند
_ قورباغه ها چند روزی است در باغچه پیدا شده اند و لابد آنها را فرازمینی ها فرستاده اند تا من را کنترل کنند
_ من از قبرستان می ترسم که مرده ها زنده شوند

ادامه دارد...

قاسم سلطانی