هنور به دنیا نیامده شروع به مردن می کنند. بر حذر باشیم مبادا این مردگان متحرک را بیدار کنیم و یا این اجساد زنده را زخمی سازیم !

آیا شما زشت هستید ؟
بسیار خوب خود را با عظمت و شخصیت بپوشانید، زیرا عظمت و شخصیت، روپوش زشترویان است و به تدریج که شخصیت شما بزرگ می شود متکبر نیز می گردد و در عظمت شما شرارت نهفته است.
من شما را می شناسم. وجه مشترک اشخاص متکبر و ضعیف در شرارت است، ولی کلام یکدیگر را نمی فهمند.

هر کجا فداکاری و خدمت و تظاهر محبت و علاقه هست، در آنجا میل به آقایی کردن نیز وجود دارد.
ضعیف ترها از راه های همواره مخفی به داخل قلب اشخاص قوی تر خزیده و در آنجا با دزدی برای خود کسب قدرت می کنند، ولی قدرتی قوی تر و غلبه ای نوین از ارزش های شما سرچشمه می گیرد. این قدرت تخم و پوست این ارزشها را شکسته و بیرون می آید.

بگذارید ای خردمندترین مردمان، ما در باره آن حتی اگر بد هم باشد سخن بگوییم! سکوت بدتر است، همه ی حقایق ناگفته مسموم می شوند.
من این ارواح خشک و سخت را دوست نمی دارم و این اشخاص خوددار و خواجگان را نمی پسندم. اینان با درست کردن شبح در ذهن خود در مورد زندگی، از زندگی کردن عقیم می مانند.
من کسانی را می پسندم که از خودشان رو بگردانند و زمانی که از روی سایه خود پریدند مستقیم وارد آفتاب درخشان خود می شوند.

در چشمان اینان تحقیر و دور دهان شان تنفر مشهود است. آنان به جای بوی زمین بوی بیزاری و تنفر از زمین می دهند و نگاه چشمانشان مبهم. ولی مشتاقم که چشمان اینان را شبیه چشمان ملایک یابم.

من فقط از تو تمنای زیبایی می کنم. همه گونه شرارتی را من از نفس تو انتظار دارم از این رو است که از تو توقع نیکی دارم.

به راستی که من اغلب از ضعیفان خنده ام میگیرد. اینان چون پنجه های مفلوج دارند و شرارت نمی توانند کرد خود را نیک و صالح می پندارند.

نیچه/ چنین گفت زرتشت