تسلیم در خودشناسی به معنی توجه و واگذار کردن خود به حقیقت است، که این حقیقت به هدف غایی و انتخاب هدف غایی انسان گره خورده است. به عبارتی بسیار ساده و خودمانی، کسی که هدف غایی او شخصیت و منافع نفس خودش باشد، هرگز طعم تسلیم و آسودگی را نخواهد چشید و نه تنها خود بی قرار مزمن خواهد شد، بلکه عواقب بی قراری خود را به اطرافیان و فرزندان خود نیز انتقال خواهد داد.

ستیزه جویی، انکارگرایی و بی اعتنایی که مقابل تسلیم و توجه قرار دارند، خوی و رفتار جاهلیت، رفتار شیطانی و من جعلی است. کسی که من جعلی و اعتباری دارد، قادر به درک و معنای تسلیم نمی تواند باشد و به ویژه رفتار تسلیمانه نخواهد داشت.

تسلیم را با اتصال هیجانی و عشق می توان مقایسه کرد. اگر دقت کرده باشید متوجه خواهید شد افرادی که میل به اتصال هیجانی ندارند، و یا اعتمادی به دیگران و در حقیقت به خود ندارند. اینان به خاطر عدم داشتن عقل سالم نمی توانند به عقل خود مراجعه کرده و به سخن و وجود حقیقتی اعتماد کنند و تسلیم زیبایی و حقیقت شوند.

وقتی انسان نتوانست مستقیم با عقل و هشیاری خود رابطه برقرار کند، راهی جز ستیزه جویی و عدم اعتماد نخواهد داشت، زیرا خیلی سخت است که بدون عقل بتوان آسوده خاطر بود. عقل و هشیاری یک منبع و ترازوی درونی است که انسان را از تضادها، نگرانی ها، بیهوده گویی ها و سرگردانی ها نجات می دهد و او را آسوده خاطر می کند و این آسودگی تسلیم و دوستی و یگانگی به بار می آورد.

نشانه های فردی که فضیلت تسلیم دارد:

_ انتخاب هدف غایی

_ حذف انانیت، منیت، شخصیت،

_ عدم غرور و تکبر

_ عدم میل به سانسور و تحریف

_ عدم میل به مغالطه، حیله و بازی روانی

_ معصومیت

_ واقعیت بین بودن

_ عدالتخواهی

_ حس زیبابینی

قاسم سلطانی