این بخش: رابطه عشق با انتخاب اولیه و هدف غایی

تیپ فردیتی انسانها به دسته و گروه های مختلفی تقسیم می شوند:

_ گروهی که می توانند اعتماد کنند و موجب اعتماد دیگران واقع شوند( تیپ و دسته ای که اتصال را به دوری و دوستی ترجیح می دهند و شبهات ذهنی ندارند)

_ تیپ و دسته ای که فوبی صمیمیت و اتصال دارند، یعنی واهمه و فوبی رهاشدگی دارند.

_ تیپ و دسته ای که نیاز به اتصال در آنها وجود دارد، اما اعتماد به نفس لازم را ندارند.

_ تیپ و دسته ای که هرگز نیازی به اتصال و صمیمیت در آنها وجود ندارد ( انکارگراها)

شما در نظر بگیرید که تیپ شخصیتی انکارگرا با تیپ شخصیتی اعتمادگرا ازدواج کند!

تجانس در عشق و ایجاد عشق و اعتماد نقش مهمی دارد، به خاطر همین گفته اند: کبوتر با کبوتر باز با باز/ کند همجنس با همجنس پرواز

هرکس به سوی جنس خود می رود، اما آیا "هر" همجنسی می تواند موجب رشد و تعالی عشق شود؟ پاسخ منفی است، خیر. برای اینکه جنس اگر تقلبی و توهمی باشد، به جای تبادل عشق و انرژی، موجب کانالیزه شدن انرژی عشق و مثبت به انرژی منفی و امتناع هیجانی می شود.

این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند

از دیدگاه روانشناسی ارتباطات، سنخیت های "مثبت و واقعی" می توانند باهم به تعالی برسند و عشق را تجربه کنند. مثلا خدای واقعی انسانهای واقعی را جذب خود می کند و نتیجه ئ این ارتباط به تعالی، رشد، آرامش و سلامتی می انجامد، و خدای غیر واقعی انسان های غیرواقعی را به یکدیگر جذب می کنند و نتیجه ئ آن به انقطاع هیجانی و انکارگرایی می انجامد.

توجه به مشترکات انسانی و توجه به هدف مشترک غایی انسان باعث عشق در وجود انسانها می گردد و عدم توجه و انکار مشترکات انسانی و هدف غایی انسان، موجب استنکاف و انقطاع عشق و رابطه ها می شود.

هنر عشق ورزیدن بیان و ابراز آن به صورت کلامی و غیر کلامی است که موجب انبساط روحی می شود.

ادامه دارد...

قاسم سلطانی