مغلطه و سفسطه های متداول در گفتگو ها را بشناسیم/ بخش اول
_ حب و بغض هنر را عیب و عیب را هنر جلوه می دهد
_نقد متقابل: خودت بیشتر از همه اشکال داری،
_خودت بدی،
_عیب در خود توست و تو آن را در دیگران می بینی
_یعنی به گفته و سخن نمی نگرند بلکه به گوینده می نگرند
_همه که مثل شما فکر نمی کنند.
_هرکس نظر شخصی خودش را دارد.
_مگر شما خودتان به این حقیقت رسیده اید.
_منبع حرفتان کجاست.
_من حق دارم مثل شما فکر نکنم.
_کلی گویی بدون استدلال کردن ( مثلا این گفته باطل است) (این گفته علمی نیست)
_ سعی و تلاش برای اینکه طرف مقابل را خسته و یا عصبانی کند تا او را ناتوان جلوه دهد
_ بر اساس میلی که به فلان باور داریم، آن را شاهدی بر درستی آن دانستن
_ ما با این عقاید بزرگ شده ایم
_ چند درصد مردم مثل شما فکر می کنند
_ این استدلال شما عملی نیست و ایده آلیستی است
_ هیچ کس نمی تواند خودش را کامل بشناسد
_ همه خطاپذیر هستند
_ هیچ کس معصوم نیست
_ شخص ستیزی: یعنی مثلاً از روانشناسان، آخوندها و عارف ها خوشمان نمی آید، به خاطر آن سخن آنان را باطل می دانیم
_ تغییر و تحریف استدلال حریف و طرف گفتگو تا بتواند به آن استدلال حمله کرده و از آن اشکال گیری کند
_ توسل به تهدید و زور و قهر
_ متوسل شدن به عقیده ئ اکثریت: یعنی چون اکثر مردم چنین هستند پس همه که نمی توانند غلط فکر کنند و تو یکی درست فکر کنی
_ مرجعیت پرستی: یعنی چون فلان شخص و چهره ملی این حرف را گفته، چون دانشگاه این را گفته، چون فلان پیغمبر این را گفته، چون قرآن این را گفته، چون حافظ این را گفته و ...
_ فرض های محدود ایجاد کردن: یعنی سیاه و سفید دیدن
_ نتیجه گیری و استدلال از سکوت: یعنی حکم بر این می کند که چون حریف سکوت کرد، پس حق با من است
_ بدون پشتوانه و استدلال منطقی بحث کردن
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid