_ حب و بغض هنر را عیب و عیب را هنر جلوه می دهد

_نقد متقابل: خودت بیشتر از همه اشکال داری،

_خودت بدی،

_عیب در خود توست و تو آن را در دیگران می بینی

_یعنی به گفته و سخن نمی نگرند بلکه به گوینده می نگرند

_همه که مثل شما فکر نمی کنند.

_هرکس نظر شخصی خودش را دارد.

_مگر شما خودتان به این حقیقت رسیده اید.

_منبع حرفتان کجاست.

_من حق دارم مثل شما فکر نکنم.

_کلی گویی بدون استدلال کردن ( مثلا این گفته باطل است) (این گفته علمی نیست)

_ سعی و تلاش برای اینکه طرف مقابل را خسته و یا عصبانی کند تا او را ناتوان جلوه دهد

_ بر اساس میلی که به فلان باور داریم، آن را شاهدی بر درستی آن دانستن

_ ما با این عقاید بزرگ شده ایم

_ چند درصد مردم مثل شما فکر می کنند

_ این استدلال شما عملی نیست و ایده آلیستی است

_ هیچ کس نمی تواند خودش را کامل بشناسد

_ همه خطاپذیر هستند

_ هیچ کس معصوم نیست

_ شخص ستیزی: یعنی مثلاً از روانشناسان، آخوندها و عارف ها خوشمان نمی آید، به خاطر آن سخن آنان را باطل می دانیم

_ تغییر و تحریف استدلال حریف و طرف گفتگو تا بتواند به آن استدلال حمله کرده و از آن اشکال گیری کند

_ توسل به تهدید و زور و قهر

_ متوسل شدن به عقیده ئ اکثریت: یعنی چون اکثر مردم چنین هستند پس همه که نمی توانند غلط فکر کنند و تو یکی درست فکر کنی

_ مرجعیت پرستی: یعنی چون فلان شخص و چهره ملی این حرف را گفته، چون دانشگاه این را گفته، چون فلان پیغمبر این را گفته، چون قرآن این را گفته، چون حافظ این را گفته و ...

_ فرض های محدود ایجاد کردن: یعنی سیاه و سفید دیدن

_ نتیجه گیری و استدلال از سکوت: یعنی حکم بر این می کند که چون حریف سکوت کرد، پس حق با من است

_ بدون پشتوانه و استدلال منطقی بحث کردن

قاسم سلطانی