شخصیت طلبکار را بیشتر بشناسیم / بخش چهارم
یک اتومبیل را حتی در ایران یک بار در سال معاینهء بدنی می کنند تا از سلامتی و ناسلامتی او به موقع باخبر شوند، و من در حیرتم که چرا افراد جامعه را، خانواده ها را، فرزندان معصوم را، چگونه زندگی کردن آنها را دولت و سیستم و نظام درمانی کنترل نمی کند!؟ چرا سلامتی ما انسانها برای دولت های تازه به دوران رسیده مهم نیست!؟
چرا هر شش ماه و در بعضی کشورها هر سال یک بار کنترل دندانپزشکی اجباری است، اما کنترل سلامتی روح و روان و نوع زندگی خانواده ها متداول و معمول نیست!؟ روانشناس های ما چاره ای ندارند جز آنکه این مهم را به باور خود و به گوش دست اندرکاران برسانند، که این اختلالات در سیاست نیز نفوذ کرده و سیاست را هم آلوده می کند.
درست است که خودشناسی با تغییر و تمرکز خود فرد روی خودش حاصل می گردد، اما اوضاع ما از خودشناسی فراتر رفته و تبدیل به رفتارهای سادیستیک و دگر آزاری در جامعه بدل شده است. اگر این شخصیت های مختل کننده در جامعه درمان شوند، سیاست و جامعه نیز آزادتر می شود، اگر این شخصیت های مزاحم در جامعه مرزهای خود را شناسایی کنند، خانواده ها و جامعه می تواند نفسی تازه و سالم بکشد.
انگشت اتهام را نه به سوی دشمن توهمی، بلکه به روی خلاقیت و نظام فکری خودمان باید نشانه بگیریم و تا زمانی که خرمان(شکممان) مهم تر از خودمان باشد، اوضاع کابوسی تر خواهد شد. دلم برای خیلی ها که مظلوم واقع می شوند و در معرض این شخصیت ها قرار می گیرند و راه چاره ای جز سوختن و ساختن ندارند تنگ می شود. در کشوری که حجاب اجباری است و این همه هزینه و انرژی برای رعایت حجاب می کنند، اما اختلال شخصیتی ها را به حال خود رها کرده اند، و چه بسا این اختلال شخصیتی ها را توسعه و گسترش می دهند، تا پرنده یادش برود که پرهایی نیز داشته است! و سپس آمار بیرون درز می کند که 33 درصد ایرانی ها مشکلات روانی دارند.
ادامه دارد...
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid