خانواده آزاری
زن و مردی که توسط همسر دیوانه زنجیری خود در یک خانوادهء بسته و اقتدارمحور زندانی است، و از ترس پاشیدگی خانواده و محافظت از فرزندان خود سکوت می کنند، تاوانش را خود جامعه خواهد پرداخت. عملکرد یک مدیر و رئیس جمهور و رهبر را بسیاری شاهد هستند، اما همسرآزاری و خانواده ها را کسی کنترل نمی کند و این در جامعه ای که طلاق عواقب ناخوشایند به ویژه برای زنان دارد( عدم امنیت فرهنگی، اقتصادی و بعضی اوقات جانی)، نوعی تجاوز به زندگی است، جهنمی که آگاهی جمعی نقش بزرگی در آن داشته و پاسخگو و مسئول آن است.
همسری که نه حاضر است نزد روانشناس برود و نه حاضر است به صورت مسالمت آمیز با همسر خود مدارا کند، چه بسا مدیر اداره ای است که بعضی ها مقابلش تملق می کنند! فردی که روانشناسان، مشاورین و عرفا را ساده و جاهل و خود را یک سرو گردن از تمام محققان برتر می پندارد و هیچ مشورتی را نمی پذیرد، آیا جامعه تکلیفش با این فرد چه می تواند باشد؟
اما این همسر و فرزندان اوست که با چنین فرد دگم، خودمحور، متوهم و حقیر زندگی می کنند و شب و روز باید شاهد اراجیف و رفتارهای غیرانسانی او باشند. پزشک خانواده و کنترل وضع روانی و فیزیکی خانواده ها را جزو مطالبات خود در اولویت قرار دهیم. کمی کمتر بخوریم، اما سالم و شاد باشیم.
افرادی هستند که بهترین غذاها را با بدترین کیفیت میل می کنند و افرادی هستند که نان و پنیر را با کیفیتی الهی میل می کنند. مهم نیست که با اتوبوس سر کار برویم و یا با اتومبیل آخرین سیستم. مهم نیست که مبلمان ارزان قیمت داریم و یا گران قیمت، مهم این است که روی آن مبل و داخل آن اتومبیل "عشق" هست و یا فخر و ستیزه!
مهم این نیست که جواهرات آنچنانی داریم، مهم این است که آیا شاکر آن نعمت های موجود هستیم و یا از ترس از دست دادنشان هرس و جوش می خوریم، مهم این نیست مردی که با او آشنا شده اید ثروتمند است، مقام و موقعیت دارد، مهم این است که با آن مقام و ثروت چه قصد و نیتی در آینده دارد!!؟؟
ثروت، نام، نشان و مقام هیچ تضمینی برای خوشبختی نیست، اما اگر صاحب همان نام و نشان، به خودشناسی نرسیده باشد، همان ثروت و نام و نشان در آینده ای نزدیک وبال جان و روان تو و خودش می شود، تا به خود آمده ای می رود و همسر جوانتری می ستاند و یا هفته ها و ماه ها دنبال شهوت رانی های دیگر خود رفته و خانواده و فرزندان را بی پدر و مادر می گذارد!
به نظر شما با افرادی که از مراجعه به روانشناس و مشاورهای دیگر پرهیز می کنند و هم هنگام مشکلات خانوادگی و سلامتی دارند، جامعه و قربانیان این نوع مثال ها چه باید بکنند؟
قاسم سلطانی
relatie tussen zelfkennis en gezondheid