قومی به گمان فتاده در راه یقین!

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من///وین حرف معما نه تو خوانی ونه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو///چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید، مثالی می زنم...

ادامه نوشته

کنوانسیون حقوق کودک و زمان به روز کردن آن؟!

 
در جامعه ای که چهار سانتی متر پای کوتاه داشتن, نقص و عیب محسوب می شود, اما قلدری, افترا و تهمت, دروغ, تکبر, توهم, برتری طلبی, حسادت, جاه طلبی و صدها خصوصیات بیمارگونهء دیگر, متداول باشد..., در جامعه ای که معلول ذهنی یک عیب و نقص تلقی شود, اما زرنگی, دروغ, غرور و ضرب و شتم کودک امری عادی و متداول باشد, افراد بزرگسال آن جامعه را نیز به هنگام زبان درازی, کتکش می زنند!در کنوانسیون حقوق کودک, موارد بسیاری درج و نقل شده است که در این مقاله قصد تکرار آن را ندارم, فقط به یکی از ده ها موارد اشاره می کنم که دقت و توجه این سازمان بین المللی را دست کم نگیریم. مثلا انطباق آموزش با زبان مادری در ماده 28 این کنوانسیون را در نظر بگیریم, در حالی که سی و پنج میلیون آذربایجانی در ایران قادر به آموزش به زبان مادری خود نیستند!

در ماده یکم کنوانسیون حقوق کودک, افراد زیر هیجده سال, کودک تعریف شده است, اما همین قانون, تشخیص بلوغ را به قوانین داخلی هر کشوری ارجاع می دهد و این امر باعث می شود, در کشوری که دختر نه سال دارد, اجازه ازدواج داشته باشد و در خانواده ای که کودک زیر پنج سال دارد و هنوز اسم خود را بلد نیست بنویسد, اما از جنگ و دعواهای والدین, نگرانی و ترس های آنان بی بهره نماند.

برای مطالعهء کامل مقاله, لطفاً روی"ادامه مطلب" کلیک کنید.

                                                                                                                                                                                                       

ادامه نوشته

قالب های کهنه‘ افسردگی تولید می کنند!

چرا فکر می کنیم که زرد با نارنجی همخوانی دارد و با بنفش همخوانی ندارد؟

زاغ زیبایی خود را دارد و بلبل هم زیبایی خود را دارد, اینها از هم جدا نیستند, این ها را از هم جدا نکنیم, خوب نیست. تجزیه طلبی از جنس بیگانگی است و ما از جنس یگانگی هستیم, هنرمند باش و این را تشخیص ده, هنرمند باید یک عارف نیز بوده باشد.

شاید این عکس, درخور این قاب نباشد؟!

عوض کنیم این معامله را..., تا از زندان نفس رها شویم.

به اندازه عشق-ورزی که می کنیم, عشق ورزی, صداقت و خود بودن را فرا می گیریم و به اندازهء نفرتی که داریم, سیاست بازی را یاد می گیریم.

بیایید, به هم عشق بورزیم...

غیبت عشق..., همیشه ناآرامی و بی قراری تولید می کند, این را دریابیم. هدف از عرفان و خودشناسی, این است که "عشق- ورزی"..., جایگزین "نفرت" شود!

این است پیام من, برای سال دوهزارو دوازده میلادی


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن...

فردا که نیامده است فریاد مکن...

بر نامده و گذشته بنیاد مکن...

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن...