شادی چیست و شاد کیست؟

شادی حالتی از فطرت و هستن و بودن است که در نبود احساسات غیر واقعی و نفس رخ می دهد. وقتی انسان مراقبه گون می شود, و ذهن, خالی از توهم و معنی های موهومی می گردد, شادی رخ می دهد و زمانی که حقیقت زندگی, هستی و خداوند را, با ذهن(عقل جزوی و یا نیمه سمت چپ مغز) معنا کردیم, غم و اندوه رخ می دهد,  و به تعبیری دیگر: هر امری را که قادر به دیدن و مشاهدهء ذات و فطرت آن در لحظه نباشیم, در ما درد و غم ایجاد می کند. تفاوت این دو, همان تفاوت شادی و غم است. پس یادمان باشد, هر زمان خدا و زندگی را معنا کردیم, در غم و جهنمیم و هر زمان معنا را کشف نمودیم, وارد بهشت و شادی می شویم.

آن چیزی که شادی را برای عدهء زیادی از مردم دشوارتر می سازد، شاد بودن است و شاد بودن، با شادی بسیار متفاوت است. وقتی دوست داریم شاد باشیم، یعنی غمگین هستیم و چه چیزی از جنس غم و درد است؟ معلوم است که نفس از جنس درد و رنج و اندوه است و حالا همان "نفس" میل دارد که شاد باشد و این نوع شادی و خوشی، کاذب و جعلی خواهد بود و در ماهیت جنس این نوع شادی، غم و حیله نهفته است، غالباً بعد از چنین شادی های کاذب، غم و اندو از راه می رسند، زیرا طراح این شادی، نفس بوده است و شادی و نفس در یک جا نمی گنجد، باید به خود "شادی" تبدیل شد.

فرد خودخواه و مغرور و حسود، چگونه می تواند شادی را تجربه کند!؟ 

نفس دوست دارد که شادی را مهیا کند، شادی را بخرد و این غیر ممکن است، برای اینکه شادی را نمی توان خرید، شادی پیشاپیش در ما وجود دارد، اما ما خودبین هستیم و راه چاره این است که از خود بگذریم و تبدیل به شادی شویم. شادشناس نباشیم، خود شادی باشیم!

احساس غمی که منفعل است ولی مفید نیست, به چه کار می آید؟ غمگین بودن کدام خلاقیت و آفرینش را در ما ایجاد می کند؟ حتماً خداوند غمگین نبوده که چنین هستی ای را آفریده است!

ادامه نوشته

منفی بینی و خوش بینی دو تیغهء یک قیچی اند!


احساساتی مانند: قهر, خشم, ترس, غم, حقارت, انزجار, حسادت, خساست, خودداری, کینه, انتقام, نفرت, لجبازی, غیبت برای مشوه کردن چهرهء دیگران و ...زیر مجموعهء منفی نگری قرار می گیرند که در راستای مقاله به تمامی اینان خواهم پرداخت. نه تنها منفی بینی همیشه ما را از خطرات باخبر نمی کند و چه بسا واکنش های ما را در مقابل اتفاقات, به سوی غیر واقعی و غیرحقیقی سوق می دهد. شش مورد از هفت احساسات ابتدایی نسل بشر را احساسات منفی تشکیل می دهند و در نتیجه منفی نگری و منفی گرایی را رونقی بازاری است!

با توجه به اینکه احساسات آدمی, اعمال ما را در دست دارد و احساسات منفی نیز غالب بر احساسات مثبت می باشد, لذا با تمام علاقه و پشتکار, با نگرانی و قهر و شکایت به زندگی ادامه می دهیم و هیچ مادر مهربانی نیست که این نگرانی و منفی بینی را مرهم باشد!؟
 
هر امری را که ما قادر به دیدن ذات و فطرت آن, در لحظه و اکنون نباشیم, می توان آن امر را منفی(جهنم) نامید.
ادامه نوشته

خاطر جمع باش!

احساس سماجت یک اختلال روانی در بعضی از افراد است، زمانی که به این افراد محبت می شود، احساس سماجتشان کاهش می یابد. عشق و محبت داروی تمامی دردهاست. بیایید یکدیگر را دوست داشته باشیم. دریغ نکنیم تا گناه نکنیم، تا سالم و عاشق و معشوق باشیم.

آیا متوجه شده اید، هنگامی که یکی را دوست می دارید، دوست داشتنی تر می شوید؟

بیایید عشق را وسیله قرار دهیم، که عشق وسیله عاشقان عاقل است و خیالمان از عاقبت اعضای بدنمان راحت باشد، چرا که، این اعضاء، در آغوش خداوند و هستی است نه در ذهنمان! این تضمینی بزرگ برای جاودانگی ماست.

"خاطر جمع باش!"، را شعار روزمان قرار داده و آن را اشاعه دهیم.


قاسم سلطانی                                                                                                                                                                

نامه عاشقانه

خیلی بد است که نامه بنویسی ولی پول تمبر نداشته باشی تا آن را برای معشوقت  بفرستی,

بدتر از آن این است که پول داشته باشی, ولی معشوق نداشته باشی...

و بدتر از آن نیز, این است, که پول داشته باشی, معشوق هم داشته باشی, ولی نتوانی یک نامه’ عاشقانه برای معشوقت بنویسی!

قاسم سلطانی