پیام نوروزی

زندگی بر شما مبارک باد

سال هزارو سیصدو نود بر تمامی هموطنان و طبیعت مبارک باد. پروردگارا ! در این سال نو, بر ما یاری ده, تا هویت یگانگی(تو نیز من هستم) بر هویت بیگانگی (من- من هستم و تو- تو هستی) فائق آید.

همنوع عزیزم! ای پاره تن من, هویت بیگانگی, عواقب و عوارض بسیار بی رحمی را در بر دارد. خدایا این درد را درمان کن!

از تمامی افرادی که در این پل ارتباطی سهیم و دخیل بودند و هستند, از شبکه اینترنتی گرفته تا سایت بلاگفا و تمامی علاقه مندان به علم روانشناسی و خودشناسی, کمال سپاسگزاری و قدردانی را دارم. 

این وبلاگ درآمدی ندارد و یک وبسایت و وبلاگ تبلیغاتی نیست و تمامی مطالب و هدف آن در مسیر سلامت روانی و ایجاد یک کانون علمی و فرهنگی و اجتماعی بوده و خواهد بود. مطالب, از خود ما بر می خیزند و بر خود ما فرود می آیند. یک نویسنده, مردم و اطرافیان را زیر نظر می گیرد و آنان را با نوشته های خود, به خودشان بازتاب می کند. خواندن در بارهء "خود" به نفع خود ماست.

چیزی به جیب نویسنده نمی رود. نویسنده در خدمت و به نفع فرزندان و نسل های بعدی ما می نویسد و شفاف است که به سود کارخانه جات خود قلم نفرسوده و انسان ها را در خدمت و برای بیگاری کشیدن در شرکت ها و کارخانجات سرمایه داران و نفس خود, دستکاری و تحریف نمی کند!  

همهء قصد و غرض, سلامتی و بازگشت انسان به خود است. غیر از این هیچ نگفتیم! و عقل کل می داند, دشمنی دارد که از پیراهن خود, به خود نزدیک تر است و آن نفس و خرافه است که در امور مربوط به غیر خود دخالت کرده و قصد حکومت دارد. قصد شلوغ کردن را دارد. قصد سانسور و دستکاری و تحریف انسان را دارد! قصد جان انسان را دارد! او را می شناسیم.

از سال جدید, سلسله مقاله هایی در ارتباط با رفتارشناسی را طرح خواهیم کرد, تا با شناخت رفتارها, حدالمقدور, فریب فتنه ها و آشوب های نفس را نخوریم. هر رفتاری از ما, یک علامت است. تغییر و زیبایی را از سال نو و بهار بیاموزیم, که, بپذیریم.

تازگی بر تو مبارک باد

عقل باشی, عقل را بینی کمال        عشق باشی, عشق را بینی کمال!مولانا در جایی دیگر می گوید:

 مذهب عاشق زمذهب ها جداست           عاشقان را مذهب و ملت خداست

با دو عالم، عشق را بيگانگي است           واندر او هفتاد و دو ديوانگي است

                                                                                               

آلودگی های صوتی و تصویری در محل کار و زندگی

آلودگی های صوتی و تصویری در محل کار و زندگی را جدی بگیریم. زمانی که غذا می خوریم, صداهای ناهمسو در هضم غذا و کاربرد اصلی آن دخالت می کنند و در بدن واکنش ها و مواد بیوشیمیایی غیر طبیعی نتیجه می دهند و رفتار غیر طبیعی تولید می کنند که عدم انعطاف پذیری نیز حاصل آن خواهد بود. انعطاف پذیری در خلق و خو, نشانهء انعطاف پذیری ما در تخت خواب نیز می باشد!؟ و اگر هر دو, سخت و انعطاف ناپذیر باشند, واویلاست! به اندازه ای که خودمان را می شناسیم, سکس را نیز, به همان, اندازه می شناسیم!

رفتار ما اندازهء عضویت ما از طبیعت و خداوند را نشان می دهد! رفتار ما, دین و هویت ما را مشخص می کند و نه بر عکس !؟ مواظب باشیم که عوامل نامرئی دیگری نیز وجود دارند.

چرا می گویند که روی سگم را در نیاور؟ به خاطر این که سگ, مظهر خشم است و شتر مظهر, نفس!

به همین خاطر وقتی عصبانی هستیم, نباید غذا بخوریم, اما مردم عکسش را انجام می دهند! و قدر مسلم است که هضم خشم و عصبانیت دشوارتر از هضم غذا می باشد. یعنی کاربرد و ماهیت غذا و آفرینش کاربرد و مفید بودن غذا, در دست انسان است و انسان مختار!

وقتی گوشت می خورید, با گوشت حرف بزنید و نه با غیر گوشت, به چیزی که می خورید احترام بگذارید و او را صرفا برای بقای خود نخورید, این زشت است. این سوءاستفاده است. و مواظب باشید که به اندازهء نیازتان میل بفرمایید و نه به اندازهء نفستان! نفس, مشکل سوءهاضمه ایجاد می کند.

در خانواده هایی که سر و صدا هماهنگ نیست, یعنی مثلا از یک طرف بچه ها صحبت می کنند و از یک طرف بانوان و در طرفی دیگر آقایان و تلویزیون نیز روشن است, در چنین خانواده ای می توان از آلودگی صوتی یاد کرد, که یکی از عوامل تشنج در خانواده است. صدای موسیقی های ناهنجار و اغلب موزیک راک, موجب بی قراری کودکان و حتی بزرگتر ها شده و آرامش و تمرکز و دقت را از کاری که می کنند, می رباید و بدون شک, تاثیر منفی در کیفیت کاری که انجام می دهند, خواهد داشت.

معماری و دکوراسیون خانه, نورپردازی و موسیقی, در سلامتی روان و رفتار ما تاثیر مستقیم می گذارد, به همین خاطر, زمان بارداری بهتر است که مادران باردار, به موسیقی های کلاسیک گوش دهند و فرزندانمان را از میهمانی های پر سر و صدا و ارتباط با انسان های بی قرار و متشنج دور نگاه داریم. آهنگ و گویش و گفتار ما نیز در رشد فرزندان بسیار موثر بوده و بر همین اصل, از ادبیات و زبان کوچه بازاری, ابدا خود داری کنیم, تا فرزندان ما در مدرسه دچار عدم فرهنگ آموزشی نشوند و بدینگونه زبان مدرسه و محل آموزش و پرورش و خانواده را سالم و پاکیزه نگاه بداریم.

بیخود نیست که زبان مادری, عزیز است. طبیعت, مادر اصلی ماست و آن زبان مادری, که به دشنام, نفرین, ناسزاگویی, غیبت, سرزنش, همیشه نه گفتن, تکبر و غرور آلوده باشد, بهتر است محو شود تا این که احیا شود, البته خود زبان نه, بلکه روح نفس و غرور و اوباشی که زبان را بیمار می کند, باید محو شود. 

دکوراسیون خانه ای که به دست یک بی قرار و مضطرب و نگران آرایش شده باشد, می تواند موجب آلودگی تصویری در آن خانه شود. یک مهندس و معمار بی قرار, نقشهء منزل ما و محل کار ما را با توجه به غریزه و طبیعت انسان طراحی نخواهد کرد, پس مهندسی که خود را بشناسد, نقشهء سالمی برای خانهء شما خواهد کشید و مادری که خود را می شناسد, زبان خوبی را برای فرزندان جامعه خواهد آموخت و خواننده ای که خود را می شناسد, ترانه ای سالم برای ما خواهد خواند و شاعری که خود را می شناسد, شعرش, ما را به رقص وا خواهد داشت, نه به ستیز و تناقض و اندوه و افسردگی!

با توجه به این که یگانه مسئله’ موجود قابل شناخت در نظام هستي, شناخت خود انسان است و بقیه چیزها, مسئله نیستند, بلکه چالش هستند, اوشو حق دارد بگوید که تنها یک سوال وجود دارد و آن: من کیستم است!

افراد محرم را در خانه های مان راه دهیم و با آنان نشست و برخواست کنیم, در حالی که حضور افراد نامحرم, تصاویر بیگانگی و فاصله را برای بچه ها به نمایش می گذارند و از تصاویر آلوده به شمار می آیند. فاصله و نقاب, حس بیگانگی را در انسان توسعه می دهد و حاصل آن دگر ستیزی و احساس تنهایی خواهد بود. و یک چرخهء گردان که تعداد نامحرمان و ناکسان در آن زیاد شده و محور قرار می گیرند و این محوریت برای شادابی و سلامتی, جایگزینی کاذب و مانع اعتماد و یگانگی و یکتایی است .

خوش صدا, خوش لباس و خوش ادا باشیم, خوش ادایی را از طبیعت فراگیریم!

قاسم سلطانی                                                                                                   

سرش به تنش می ارزه؟

مناسبت های خواب را با عالم بیداری, تنها یک استادکار می تواند جمع و تفریق بکند. شیطان و نفس نمی تواند الهی و حقیقی باشد, اما می تواند به دروغ بگوید که من الهی هستم. می تواند ادعا کند که من دروغ نمی گویم و در واقع شاید در نظر مدعی, دروغی در صورت نباشد. اما دروغ, خود را در شکل و لباس حقیقت پنهان می کند. دروغ و دغل, خود را در ناخودآگاه روان انسان مخفی می کند.

خوابمان را به نامحرم نگوییم, تنها یک "معبر" می تواند خواب را معنی کند. مناسبت های رفتارهای ما را فقط استاد آگاهی و یک روشن ضمیر می تواند جمع و تفریق بکند. کسی که از حساب و کتاب و ریاضی عالم طبیعت چیزی نمی داند و حساب و کتاب هایش, مربوط به امور نفسانی و ظاهری انسان است, در نقد و حل و تعبیر آن, دچار توهم می شود. زیرا ریاضی که آموزش دیده است, برای بیگاری کشیدن از دیگران, حفظ نفس و شخصیت, خودمداری, دهن کجی, لجاجت, سماجت و ... بوده و برای یگانگی و سلامتی می بایست, علم ریاضی طبیعت و یگانگی را آموخت و تجربه کرد.

جاودانگی و استقامت, حاصل اطاعت از طبیعت، درستکاری و راستگویی است. دروغ، نفس و بی بند و باری ذهن, انسان را نزد خداوند, خود, طبیعت, بی اعتبار، نگران و بی قرار زندگی می کند.

ویروس بیماری های روانی, در بخش ناخودآگاه روان انسان, اوتراق و منزل می کند. ناخودآگاه خود را زیر نظر و پاکیزه نگاه داریم!

یک استاد زبر دست می تواند نفس ما را بسابد. حمام روانی برای همه لازم است. فقط تن و دولت منزل ما نیست که باید مرتب, شسته و آرایش شود!!

تن باید با سر هماهنگ شود. آیا تنمان به سرمان و سرمان به تنمان نیز می ارزد!؟

زندگی کاریکاتور نیست!

قاسم سلطانی

تاریخ خوب است- تاریخ بد است

چرا یک شاه و رهبر و هر شاهزاده ای باید از کشور خود فرار کند!؟ صحبت کردن در این باره, هیچ ربطی به سیاست ندارد, بلکه یک صحبت روانشناختی و اجتماعی و آماری و غیره نیز می تواند باشد.

پسر هفت ساله ام از من می پرسد: چرا شاه یک مملکت و مردم یک کشور را, مجبور به فرار و مهاجرت می کنند!؟ و چنین و چنین و چنین, بچه ها با دشمنی و حذف دیگری آشنا می شوند! تاریخ برای بچه ها جذاب نیست, برای بزرگتر ها نیز جذاب نیست, زیرا پر از درد و غم و دشمنی و نفرت و جنگ و خونریزی بوده است و حال بچه ها و همه را خراب می کند!

باید تاریخی جدید تاسیس کرد. هر چه زودتر بهتر! و برای تاسیس تاریخی جدید, به جای مقاومت در برابر ناشناخته ها, تامل و صبوری پیشه گیریم.

هیس.......... پیش بچه ها از گذشته حرف نزن, بده و برای سلامتیشون هم اصلا خوب نیست! 

تاریخ, نشانهء عمر و رشد و شعور من است و

حال من, نشانهء تاریخ و گذشتهء من است.

حواست کجاست!؟

رابطه نفس با آزادی

نفس, همواره در تجرد است. پیوسته تنهاست و مدام احساس تنهایی می کند و به همین خاطر نیازمند است. نفس, به جهت مجرد بودنش, نیازمند احترام, قدرت, مقام, ترفند و ... است و برای کسب اینها, دست به هر کاری می زند! نفس را باید زیر نظر گرفت و برای او نظم و الگو و مدل ایجاد کرد!؟

در گوشه ای از دنیا جوانان آزاد هستند که به کافی شاپ بروند و آزادانه مواد مخدر خفیف تهیه کنند و در گوشهء دیگر دنیا نیز, انسان ها آزاد هستند که دروغ بگویند و تعارف کنند و باورهای خود را به فرزندانشان تحمیل کنند, غافل از اینکه آزادی در بی نیازیست و آزادی از آزادی می گذرد!

انسان های آزاد, نیازی به دروغ, تکبر, قدرت, فریب, پرحرفی و تقلب ندارند, اما انسان گدا و نفسانی و حقیر و کوچک, چرا !

نفس به جهت ضعف و تنهایی و نادان بودنش, قادر به  ایجاد نظم خودجوش و مستقل نمی باشد. نفس, قادر به آفرینش نیست و به همین جهت بسیاری از انسان ها به مذاهب و باورهای اجداد و گوناگون می چسبند تا از سر در گمی خلاص شوند!! زمان آن فرا رسیده است که انسان از این ویروس نامرئی(نفس) رها شود. این تنها آزادی است که به هر قیمتی می ارزد و به همین خاطر, به هر قیمتی که شده, باید آزاد باشد!

از طبیعتمان نافرمانی نکنیم, اطاعت از طبیعت, خود فرمان و درمان است! آزادی طبیعت ماست. آزادی برای سلامتی اجتناب ناپذیر است.

در آزادی, نفس ناپدید می شود. آزادی تنها واکسن ضد ویروس نفس است.

قاسم سلطانی