عیسی به دین خویش, موسی به دین خویش!
مه فشاند نور و سگ عو عو کند هرکسی بر طینت خود می تند
جبار و نامرد و بی غیرت, مغلوبان هوی و هوس می باشند, که درمانده و عاجز گردنکشی را برمی گزینند و به زورگویی متوسل می شوند. زورگویی و خشم را از پدران خود به ارث برده اند. پدران و پدر بزرگان اینان زور را در زن و بچه های خود تمرین داده اند و اینان شاگردان قسم خورده زورگویان و بی غیرتان هستند که دیروز با چاقو سر کوچه گردنکشی می کردند و حالا با مدارک و مقامشان گردن کشی می کنند. دامنه و مرز تجاوز چاقوکشان دیروزی, بزرگ شده است و از خانواده و محله ی خود فراتر رفته اند. و دخالت در دیگران را هم گسترش و پوشش داده اند.
متجاوز کسی است که از حد خود بگذرد. متجاوز کسی هست که به قانون و اخلاق و انسانیت ارزشی قایل نیست و به همین جهت قانع و راضی در چهارچوب زندگی خود نمی باشد و میل به دخالت و زورگویی در زندگی دیگران دارد. اولین دیگران و اولین قربانیان هم, زن و بچه های خود و برادر و خواهرهای کوچک اینان خواهند بود. اینان نیازمند قانع شدن هستند. اینان به شدت از جهالت زجر می کشند و کسی باید اینان را جوری قانع بکند. اینان به خودشان قناعت نمی کنند و همیشه دیگران باید منطق اینان را قانع بکند و اگر منطق اینان قانع نشود, خون به پا می کنند.
دمدم این نای از دمهای اوست/های و هوی روح از هیهای اوست
اینان عالمانی چاقوکش هستند که همیشه در بیرون سیر می کنند و محتاج بخشش های بیرونی می باشند. این جباران در درون خود چیزی ندارند, تا از آن آرامش بگیرند, و بالاخره قانع شوند. ذهن این ویروسان زمین از باورهای متعفن و گندیده و بسیار خطرناک انباشته شده است و همین باورها دیوارهای متعصبی بسیار بلند ساخته است که از دیدن نور و حقیقت محرومند. اینان همیشه خود را از کل جدا می دانند و همیشه در کارهای تیمی و گروهی, خود را بیرون می بینند. اینان از پیوستگی و یکتایی می گریزند. زیرا می دانند که اگر یکی شوند, رنگ خواهند داد!!
شما اگر جنس کم کیفیت و رنگی را همراه لباس های سفیدتان داخل لباسشویی بکنید, هویت و جنس اصلی بودار و رنگی رو خواهد شد! اگر تو بی رنگ نباشی, از یگانگی و حل شدن خواهی ترسید. (نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم ). اینان به زور می خواهند, مدل و چهره ها و لباس ها و صورت های اخموی خود را در خانواده و جامعه حاکم کنند. کسی حق ندارد, در کوچه و خیابان بر خلاف میل اینان لباس بپوشد و رفتار بکند. اما اینان دوست دارند که مدل و لباس خود را تحمیل و تزریق بکنند. ما نمی گوییم که شما چرا به مسجد می روید و یا شما حق ندارید, چادر به سر کنید. اما اینان با ما کار دارند!!! اینان از مرز و حق خود تجاوز می کنند و در امور دیگران دخالت می کنند. اینان به عیسی به دین خویش و موسی به دین خویش اعتقاد ندارند!
اینان به خاطر روح متجاوزگرشان جامعه و افراد آن را افسرده می کنند. تنها چاره ترویج عشق و ندادن تیغ دست راهزن است. کسی که روح اقتدارگر دارد, نباید مستقیم با مردم سرو کار داشته باشد. جزامیان را باید از آسایشگاه بابا باغی به آغوش جامعه برگرداند و این متکبران و بی غیرتان و بی ناموسان و زورگویان و دیوانگان زنجیری را داخل آن آسایشگاه کرد تا مداوا شوند. زورگو زندانی می کند. زورگو می کشد و چاقو کشی می کند. عشق و دولت آن مداوا می کند.
مولانا می گوید:
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهای شیران خداست
قاسم سلطانی 
هیتلر مشهورتر از مولانا است. هیتلر قدرتمند بود, اما هرگز توانا نبود. بودا مشهورتر از زوربای یونانی است. در زمان خود بودا گمنامانی بودند که آنان نیز توانایی دیدن نور را داشتند, اما بودا مشهور شد. پدر بودا پادشاه بود! شعرهای گیتی با نیت مولانا برابری می کنند, اما مشهور نیست. 
استعدادهای فردی می توانند در شناخت واقعی دیگران- شما را فریب دهند. هرکس و همه کس از استعدادهایی برخوردار است. ممکن است شما صدای خوبی داشته باشید و به واسطه صدای تان مشهور بشوید. اما لزوما تنها مشهور بودن و آن استعداد شما را تعریف نمی کند. شما که فقط صدا نیستید. شاید شما استعداد نقاشی کشیدن را داشته باشید. ممکن است شما یک نقاش باشید. اما شما فقط نقاش نیستید. شما ممکن است که بتوانید به راحتی شعر بگویید. اما به همان راحتی هم می توانید به خود و اطرافیان و همسر خود ظلم کنید. شما ممکن است که به راحتی طبقه بندی مقام را سیر بکنید. اما ممکن است به همان راحتی هم گردن کش و قلدور و دیکتاتور و شکنجه گر باشید.
دوست و مخصوصاً همسر شما در سلامتی و کیفیت زندگی شما نقش اول را بازی می کند. به همین خاطر باید در انتخاب چنین نقشی عاقلانه و حکیمانه و به روز عمل کرد. الگوهای گذشتگان در انتخاب همسر به درد خودشان می خورد و در این زمان معتبر نمی باشند. تاریخ مصرف ارزش و الگوهای هر زمانی خاص همان زمان و مکان می باشد. انسان ها برای این که عیب ها و زشتی های خود را مخفی کنند, متوسل به حقه های قدیمی می شوند و با تاسف بدبختانه هنوز هم خرافه پذیران و ساده لوحان فریبخوری هم وجود دارند که به این بدبختی دامن می زنند.
relatie tussen zelfkennis en gezondheid